امروز ، تصمیم قطعی خود را گرفتم... تصمیم گرفتم یادت را برای همیشه از وجودم ریشه کن کنم ، بسوزانم... اما... سراپای وجودم مملو از یاد و خاطرات تو بود... خودم را به آتش افکندم... چاره ای نبود...
توی یک کلاس چهل و خورده ای دانشجوی مملکت...فقط 3 یا 4 نفر هستن که کلا محیط برنامه سازی کامپیوتر رو دیدن...در رشته مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار !!!!!
میگه کاش بانک درست میشد... میگم دست ِ من که نیست همه جاپارتی بازی شده.. همین جا هم که جور شد خدا رو شکر میکنم. یعنی به حرف هیچکس گوش نمیدم و میرم.... مرد که نباید کم بیاره( این چیزیه که همیشه بابا میگه - هر چند که خودش هم مخالفه)
اگر بار گران بوديم رفتيم....اگر نامهربان بوديم رفتيم بدرود خداحافظ ازاده عزيزم باي باي
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 21 دقيقه قبلبسلامت دوست عزیز
خوش بری و خوش برگردی
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 17 دقيقه قبلﺁﻭاﺗﺎﺭ ﻧﻴﻮ ﻫﭙﻲ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺯﻱ
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 38 دقيقه قبل توسط موبایلمرسیییییییییییییییییی حمید
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 14 دقيقه قبل
ﺧﻮاﻫﺸﺎﺕ ﻛﺖ و ﺷﻠﻮاﺭﻱ
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 16 ساعت و 13 دقيقه قبل توسط موبایل