porachoo
احساسم را نمي فروشم؛ . . . حتي به بالاترين بها! . . . ولي . . . آنگونه كه بخواهم خرج ميكنم . . . .،براي آنهايي كه لايق هستند
porachoo
گفته بودم قصهی اینهمه تنهاییات را برای هر گلی از گلهای باغ مگو؛ گلها حدیث ایستاده مردنِ سرو را کمتر باور می کنند. ..
porachoo
زندگی میکنم ... حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را !
porachoo
آدمها خیلی زود همراهان صمیمی را فراموش می کنند. همین که باران بند آمد ,خیلی ها چتر هایشان را جا می گذارند...
porachoo
مـــن برای تنهــــــــــــــــا نبـودن، آدم های زیادی دور و برم دارم ! آن چیزی که ندارم کسی برای ” بـا هــــــــــــــــم بـودن ” است...
porachoo
اگه همچین صحنه ای تو ایران باشه ،با موبایل کسی کارمیکنه؟؟؟؟؟؟؟
porachoo
دلم , یک جرعه آرامش میخواهد ... دلم , یک جرعه صداقت میخواهد ... عطشی دارم به وسعت تنهایی با قطره ای از عشق مرا سیراب کن ....
porachoo
خسته ام ..... و خستگی هایم مشابه هیچکدام از ارکان طبیعت نیست خسته ام به وسعت ِ نگاه های خیره ام به دور... به طراوت و تازگی ِ اشک های نمناکم خسته ام به اندازه ی به ستوه آمدن دستانم از سردی...
porachoo
من که میدانم......... به کودکی هم اگر برگردم... تو همان شیشه ی شیر گمشده ام میشوی..
porachoo
غمگینم…به اندازه ی پیرزنی که آخرین سربازه آمده از جنګ پسر او نباشد!
porachoo
بیزارم از این خواب ها که هر شب مرا به آغوش تو می آورند و صبح … با اشک از تو جدایم می کنند . . .
porachoo
” سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “ چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه…پـــُـراز تـهـوع…جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : ” ســرد اسـت “… یـخ نمـی کنـی … حـس نـمی کنـی … کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گذراندم..