دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرمان Porphan

آرمان Porphan
مرد - مجرد
امتیاز: 2621

دنبال‌شدگان

(413 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(358 کاربر)

گروه‌ها

(33 گروه)

بازدید

آرمان Porphan
آرمان Porphan

خـ ـیلـ ـی وقـ ـت اسـ ـت ..کـ ـه دیـ ـگـ ـر خـ ـوش نـ ـمـ ـی گـ ـذرد...!! فـ ـقـ ـط مـ ـی گـ ـذرد...!

گلی دنبالر!!!
گلی دنبالر!!!

ببخشید غیر از کروم و فایر فاکس چیز دیگه ای هم هست بشه باهاش آمد؟

*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...

خالم اومده با کلی ذوق و شوق میگه بالاخره 37 دور حلقه لاغری زدم بدون اینکه بیفته ... یعنی من ... بعد من تایم میگیرم 2 ساعت کامل بدون اینکه حلقه از کمرم بیفته حلقه میزنم باید چیکار کنم؟ یعنی من اینهمه میرم اندازه خالم ذوق نمیکنما والاااااااااااا

*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...

اقا رفته بودم حموم بعد خوردم به اینه افتاد شکست

گلی دنبالر!!!
گلی دنبالر!!!

به نظرتون چطوره؟ خوبه؟

رها
رها

نه دیدگاهی ...نه خصوصیی . . . نه بازنشری . . .نه اطلاع رسان حتی ...نه لایکی ....نه خطابی اصنشم ... خِــــعـــــلــــی بدین اصنشم . . .

گلی دنبالر!!!
گلی دنبالر!!!

سلام

رها
87605595737926084114.png رها

چرا میره جلو عقربه هِی / مُتِنفرم از تهِ دِل٬من از اولِ مهر...

ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی
ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی

سلام و 100 سلام به همتون من اومدم

رهـــــــــــ ـا
رهـــــــــــ ـا

دوستام نیستن میخوام با یکی حرف بزنم

آرمان Porphan
آرمان Porphan

@گلی دنبالر!!! آواتار جدیدت مبارک! خیلی قشنگ عزیز

shiva
shiva
توسط موبایل

یه سوال دارم ، اینکه میگن سی و دو بار غذاتونو بجوین رو کی رعایت کرده ؟ والا ما اومدیم رعایت کنیم ۱۷-۱۸ بار جویدیم داشت حالمون بهم میخورد انگار با گوشت کوب له کردی غذارو یه استکان آبم قاتیش کردی

*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°•
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...

اقا مامانم اومده تو اتاق میگه سارا چشاتو ببند یه چیزی میارم بو کن گفتم باشه بعد اورده جلو بینیم منم چشام بستس میگه بوی چی میده؟ گفتم رژ لب مامانم: نه داداشم: دوباره بو کن من: بو گیر دستشوییه مامانم داداشم بعد چشامو باز کردم میبینم بیسکوییته

vb-fgg
87483_8671.jpg vb-fgg

مرد درحال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر ۴ ساله اش تکه سنگی برداشته و بر وری ماشین خط می اندازد . مرد با عصبانیت دست کودک را گرفت و چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود در بیمارستان کودک به دلیل شکستگی های فراوان انگشتان دست خود را از دست داد . وقتی کودک پدرخود را دید با چشمانی آکنده از درد از او پرسید : پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند ؟ مرد بسیار عاجز و ناتوان شده بود و نمی توانست سخنی بگوید ، به سمت ماشین خود بازگشت و شروع کرد به لگد مال کردن ماشین .. و با این عمل کل ماشین را از بین برد و ناگهان چشمش به خراشیدگی که کودک ایجاد کرده بود خورد که نوشته بود : (دوستت دارم پدر ) ................. منبع : [لینک]

این ارسال را بازنشر کرده است.