دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

pouyan
مرد - مجرد
امتیاز: 525

دنبال‌شدگان

(27 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(64 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

pouyan
pouyan

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت...

pouyan
pouyan

کاش گفته بودی از همان نگاه اولت که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

pouyan
pouyan

تنهـا یک حرف مرا آزار میدهـد ... حتی یک کلمـه هم نمیشـود ! تنهـا یک حرف مرا هر روز غمگـین تر میکنـد ... تنهـا ... همان یک "ن" که در ابتدای "بودنـت" نشسته است !

pouyan
pouyan

مینویسم نامه و فردا از اینجا میروم با خیاله او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی شاید او حتی بگوید لایق من نیستی مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن حالا که دیگر نیستم

pouyan
pouyan

میایی در <<وا>>میشود میروی در <<بسته>> میشود اینگونه در<<وابسته>>میشود

pouyan
pouyan

دلم یخ میزند گاهی،در این سرمای تنهایی شبم قندیل میبندد از این یخهای تنهایی قلم آهسته میراند بر این خط ..بلند،اما گمانم یاد میگیرد ز من انشای تنهایی..

pouyan
pouyan

ای دل زهر جدایی را بخور چوب عمری باوفایی را بخور ای دلم دیدی که ماتت کردورفت خنده ای بر خاطراتت کردورفت من که گفتم این بهاران سرد نیست من که گفتم این پرستو رفتنیست آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست وهم شکستم داد دل...

pouyan
pouyan

کجــا بودی وقتی کنـار عکســـات... شبا نشستم به هوای چشمـــات... کجا بــودی ببینی مــن میســـوزم... عیــن چشــات سیـاهه رنـگ روزم ...

pouyan
pouyan

کجا بــودی وقتی برات شکستـمیخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم کجــا بـودی وقتــی غریبــی و دردداشت مـن تنها رو دیوونه میـــکـرد

pouyan
pouyan

کاش غم و غصه هم قیمتی داشت، مجانی است لعنتی، همه می خورند ...

pouyan
pouyan

چرا باید اینقدر خوب باشی که نتونم جات رو با هیچ کس و هیچ چیز پرکنم.

pouyan
pouyan

آغوش بگشا مهربان من ، میخواهم رکورد اصحاب کهف را بشکنم

pouyan
pouyan

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره

pouyan
pouyan

تنها امید زندگی ام یاد کن مرا غمگین و دلشکسته شدم شاد کن مرا در این خزان زرد غزلهای ناب ویران شده بهار من آباد کن مرا در گیر و دار عشق تو چون کوه مانده ای کاهم اگر به چشم تو بر باد کن مرا عاصی شدم از این سکوت غم انگیز بی صدا بر بام شهر عاطفه فریاد کن مرا این آخرین کلام دلم با نگاه توست گاهی به احترام دلت یاد کن مرا

pouyan
pouyan

از چرخش این روزگار سیر شدم، از روز و شبم خسته و دلگیر شدم، چرا مرگ مرا نمیگیرد در آغوش، به خیالش که جوانم به خدا پیر شدم.