pouyan
چگونه دوستش نداشته باشی ؟!
بذری باد ـ آورد
به ناگــاه کشتــزارت کــرد ... /
pouyan
افسار دلم دست خدا بود چنین شد / ای وای اگر دست خودم بود چه می شد ؟ مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت / گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد . . . ؟
pouyan
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد دل به امید صدایی که مگر در تو رسد نالهها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
pouyan
آنچه از من تا تو گسترده گشته,فاصله نیست! دنیاییست پر از دلتنگی!
pouyan
بي تو اينجا نا تمام افتاده ام پخته اي بودم که خام افتاده ام گفته بودي تا که عاقلتر شوم آه ، مي خواهي مگر کافر شوم من سري دارم که مي خواهد کمند حالتي دارم که محتاجم به بند کاشکي در گردنم زنجير بود کاشکي دست تو دامنگيربود عقل ما سرمايه دردسر است من جهان را زير وبالا کرده ام عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام من دگر از هر چه جز دل خسته ام
pouyan
دلم را به تو مي سپارم تا نگاهش كني تا آبش كني .
pouyan
یادت می آید که گفتم می خواهم بدانم جای تو در زندگی من کجاست ؟ رفته ای و حالا دریافته ام تمام تنهایی من بودی !
pouyan
بعد تو تموم حرفام میشه یک مشت ترانه ی غم عاشقت بازم میمونم توی این شعرای مبهم
pouyan
از اتـــاق خاطـــراتم بوی حـــلوا بلند شــده است آرام فـــاتــحه ای بــخـــوان... شـــاید خدا گذشـــته ام را بیــــامــــرزد!!
pouyan
خدایا خسته ام از دنیا از نارفیقاش از نامرداش از بیرحماش واز....
pouyan
لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود ! من اسم این لحظه ها را ؛ "هـمــیــشـه" گذاشته ام ... !!!
pouyan
خوابیده بودم...کابوس می دیدم. از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم... افسوس... یادم رفته بود که از نبودنت به خواب پناه برده بودم.....
pouyan
دوســتش دارم...
ولــی میــتــــرسم بگویم...
میترسم بگویم و بگوید مرسـ ـی...
بگویــــد ممنــون...
یا هر چیزی بگویــد بجز...
" من هم دوستت دارم..."
pouyan
چگونه می شود از خدا گرفت چیزی را که نمی دهد ؟؟ می گویند قسمت نیست، حکمت است... من قسمت و حکمت نمی فهمم... تو خدایی.. .طاقت را می فهمی.. .مگر نه ؟؟!