حرف #پیرمرد عصابه دســـت را یادم نرفتـــه که ... گفـــت : مثـــل #عصـــا بـــاش ... هزار بار #زمیـــن-بخور امـــا اجازه نـــده ... #اونی كه بهـــت تكیه داده حتـــی یه بار هـــم #زمین بخـــوره ...
بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم هر که آرد سخن از عشق بدان می خندم روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد بعد از این سوز به هر سوز جهان می خندم خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است کارم از گریه گذشته است بدان می خندم