سروش(نگهبان خاندان)
سهراب گفتی:چشمها را باید شست..... .شستم ولی !......... گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !.............. گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !............. او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: " دیوانه باران ندیده
سروش(نگهبان خاندان)
وقتي که تـنـهـام بـالـاتـر و بـهـتـر ميتونم پـرواز کنم چون نه نگران جـا مـونـدنـم و نه نگران جا گـذاشـتـن...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
همیشه سیگار لازم نیست ! گاهی از سردی ِ یک نگاه هم میتوان دود شد و آتش گرفت . . . ! باور کن
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 22 ساعت و 54 دقيقه قبل