دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رها

تمام ِ نوشته ها بی مخاطب است نقطه درباره »
رها
زن - مجرد
امتیاز: 11739

دنبال‌شدگان

(1442 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1082 کاربر)

گروه‌ها

(118 گروه)

بازدید

رها
رها
در وقتی...

میگه : .. ، از بگذر .. ! ، از دوست داشتنش نه ..

رها
Photo-Skin_ir-Girl115.jpg رها

رنج تنهائى بهتر از گدائی محبت است....

پرسپولیس
پرسپولیس
توسط milad

. . .

آزاده ایــرانی
393865_457825320905064_1272996141_n.jpg آزاده ایــرانی

دوباره می سازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می زنم اگر چه با استخوان خویش

مـِـلـפבےܓܨ
مـِـلـפבےܓܨ

امروز ب اندازه تمام عمرم کار کردم، بابا هم ک جلسه داشت دیر اومد زودم رفت اصن کمکم نکرد! ... کلی ظرف شستم هم ، ی بشقاب هم ب دیار باقی شتافتوندم . . .

✔ عـلـ[بابا]ــی
پری دریایی.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

فسیل یک پری دریایی ... ! [موزه آکواریوم لیژ بلژیک]

رها
normal_Photo-Skin_ir-Baby159.jpg رها

mehran313
mehran313

@رها و ما همچنان به تلنگر زدن ادامه می دهیم....ببینیم کی کم میاره....[!] هر کی می خواد تلنگرو امتحان کنه، من حاضرم موش آزمایشگاهی بشم....جدیدا از تلنگر بیشتر از اینکه یکی از پستام 60 تا لایک بخوره خوشم اومده....

این ارسال را بازنشر کرده است.
Boogando
Boogando

من دابل چاکلت میهن هوس کردم !

مـِـلـפבےܓܨ
مـِـلـפבےܓܨ

ی دوستی داشتم، ب دوس پسرش شماره ی من و داده بود تا هروقت در دسترس نبود ب من زنگ بزنه خبرشو بهش بدم .... شبِ عید دوس پسرش بهم پیشنهاد ازدواج داد منم سیم کارتم و ترکوندم ... بد منم ی خواستگار داشتم همکلاسی دانشگاهم بود... همین دوستم ی دفه باهام اومده بود دانشگاه .... چند روز پیش با هم کلاسیم تو خیابون دیدمش .... الان دارم دیوونه میشم ک ی همچین آشغالایی و ی زمانی دوست خطاب میکردم !!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Boogando
Boogando

@رها

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط فید

ميخواهيم به مرحله گروهي چمپيونزليگ برسيم

رها
رها

@کاوه ( دزد دریایی ) ماه رنگ تفسیر مس بود. مثل اندوه تفهیم بالا می آمد. سرو شیشه بارز خاک بود. کاج نزدیک مثل انبوه فهم صفحه ساده فصل را سایه می زد. کوفی خشک تیغال ها خوانده می شد. از زمین های تاریک بوی تشکیل ادراک می آمد. دوست توری هوش را روی اشیا لمس می کرد. جمله جاری جوی را میشنید, با خود انگار میگفت: هیچ حرفی به این روشنی نیست. من کنار زهاب فکر می کردم: امشب راه معراج اشیا چه صاف است!(سهراب سپهری)

این ارسال را بازنشر کرده است.
AHMAD
AHMAD

@رها بعضی وقتا دلم واسه کسایی تنگ میشه که نمیشناسمشون .....