تو #سکوت میکنی و من میشنوم...میشنوم #تلاطم ناخواسته ی گذشته را که کلنجار میروی.از هر طرف مرور میکنی ومیخوانی باز هم سکوتت را نمیشکند...من خوب آموختم یا تو خوب بلدی،که #چشمانت را برایم بنویسی...؟هرچه که باشد تصور چشمانت با قطرات #باران یکیست...هم #پاک ،هم #آرامش بخش وهم بی صدا در #تاریکیِ ِ #شب ...وقتی مینویسی چشمانت را باران میگیرد...وجودم را، #ثَرَیان میگیرد...به #چشمانت از قول من بگو...ببارند ....ببارند که خوب #آرام میشوم.. !
داداش امير به فدات
ميطلبه
من لياقت خادمي ندارم... اگر نه زائري برازنده آبجي رهاي منه
هميشه نوبت بهترين ها نيست بيان پابوس،گاهي اوقات آقا برا دلشكسته ها و گناهكارا پارتي بازي ميكنه و نوبتشون رو ميندازه جلو
اندكي صبر سحر نزديك است
شاید دارم #فراموش میکنم ... // #بیخیال ِ دلتنگی .. ! // وقتی خریداری نداره پس بیخیالی بهترین گزینه ی در دسترس ِ .. !!چه یه روز چه دو روز چه سه روز .. ! چه #صد-سال ..
من رابــطه هايي را دوســت دارم که دو طــرفه اند... هــر دو ميکوشــند براي ادامــه دار شــدنش... هــر دو خطــر مي کنــند... هــر دو وقــت مي گــذارند... هــزينه مي کنــند... هر دو براي يک لحظــه بيــشتر، در کنــار هــم بــودن با زمــان هــم ميجنــگند... من عاشــــق رابطــههاي دو طــرفــهام. رابطه هــايي که بــراي هر دو طرف ادامــهاش، با ارزشتــرين چــيز دنــياست. بــــراي هــــر دو ...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 20 دقيقه قبل