زیباترین قسم سهراب سپهری : نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این ابادی..... به حباب نگران لب یک رود قسم،..... به کوتاهی ان لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، انچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..... لحظه ها عریانند، به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز
درسته جلوی یه چیزایی باید #زانو زد / باید #اعتراف کرد .. خب اما همه اینقد جنبه ی #بالایی رو ندارن .. پس جوابت میشه چی ..؟؟؟! / خب آدمش نیستی که باهات هر #حرفی رو زد پس یکی شدن و این #مزخرفات تو ذهنتم بنداز توی نزدیک ترین سطل ِ #آشغال به خودت ..!! / #میـفهمـی که .. : )
یه بازی ِ قشنگی بود توی ِ #بچگی خیلی دوسش داشتم .. اونم #قایم-موشک بـود .. !عاشق ِ #چشم-گُذاشتن ، و #گشـتن دنبال ِ بقیه بودم ! خیلی خوش میگذشت.حالا خیلی وقته میگذره از اون دوران ولی هیچوقت فلسفه ی اینکه چرا #آدما از هم #فراری هستن رو نفهمیدم .. اونم از بچگـی ..!! پای ِ این بازی ِ محبوب ِ من اینجا هم باز شُده ..! تا #ده شماره که من #ده نفرُ #لایک کُنم اونم میره #قـایم میشـه .. !!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 51 دقيقه قبل