رها
توسط پیامک
شب بارانی...شبی که احساس کسی را کنم.بیشتر از همیشه عاشقم....آری.....آن شب آموختم که باران بهترین سرپناه من برای رفع دلتنگی هایم است.....
رها
مورچه ای رو مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله ی چایی بود. خودم رو فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدمه !
رها
جا برای من گنجشک زیاد است ولی... به درختان خیابانه تو عادت کردم... عادتم داده خیال تو که یادم باشد یاد من هم نکنی باز به یادت باشم...
رها
تنهايــــــــ ي '' را ترجيـــح ميدهــــم به '' تن هايــــــي '' كه روحشــان با ديگـــريست . . .
رها
لیوان چای روی میز در انتظار یک جرعه است ، نه تو می آیی نه او گرم می ماند ، چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟
رها
در خود نگاه می کنم تا ببینم که خطا کجاست... بعد از کمی تامل و قدری سکوت پی میبرم آنجا که خالی از توست ، خطاست . .
رها
گفتند حکم؟ ورق دست گرفتیم و خندیدیم قرار شد حکم دل باشد تمام سر ها دست تو بود روزگار دست از ما گرفت دو به دو ، دل دادیم زندگی آس ِمان را برید دو به تک ، باختیم
رها
هَوآ آفتآبےْ بآشَد یآ اَبرےْ... فَرقےْ نِمےْکُنَد... بےْ تو... چِشْمْ هآے مَنْ... همیشه بآرآنےْ سْتْ!!!
رها
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
رها
خطــ خطیـ هایـ ذهنمـــ را مدیون توییـ هستمــ کهــ گمانـــ میکردمــــ پاکـ کنیــــ در دستــــ داریـــ........
رها
مهربانی نقش هر نقاش نیست ، هر که نقشی را کشید نقاش نیست ، نقش را نقاش معنا می دهد ، مهربانی نقش یار است ، حیف که یار نقاش نیست
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 17 ساعت و 26 دقيقه قبل