رها
دَرد يـَعني : اشك خُشكيده ، سُكوت گـوش خـَراش . . . افكار دَرهـَم ، غـَرق در خـَلوت تاريك تـَنهايي ! درد يعـني : امـروز دَرد يـَعني : مـــــــَن !
رها
تا این موقع وایسادم یه شب بخیر بگم....برم.
رها
چه بگویم با تو ؟ دلم از سنگ که نیست گریه در خلوت دل ، ننگ که نیست چه بگویم با تو ؟ که سحرگه دل من باز از دست تو ای رفته ز دست سخت در سینه به تنگ آمده بود
رها
هراس یعنی من باشم ، تو باشی و ............. حرفی برای گفتن نباشد
رها
این بود دلیل دعواهایمان.... مخاطب خاصم بود ولی .. دلش برای خاص بودن دیگری تنگ بود ...
رها
معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست . . .که بی اعتنا به نتیجه ، دوستت دارد..
رها
توییتی ها . . . سوال دارم در حد مرگ کی جواب میده؟
رها
من چـه عاشقانـه تو را خواستمـ چـه صادقانـه با تو ماندمـ و چـه شاعرانـه برایتــــ اشکــــ ریختمـ و تو پایتـــ را روی قطرهـ ـهاے اشکِ من گذاشتے و بیچارهـ اشکـــ (!) کـه در شیار پاے تو لـه شُد و من باز ـهم تو را خواستمـ دیگر غرور براے من بے معنے ستــــ ...
رها
خیلی درد داره وقتی جواب یه سوالِ سادتم نگیری...فقط پرسیدم خوبی؟؟!همین . . .
رها
از عشق سخن گفتن براے آدمے ـهنوز خیلے زود استــ ، خیلے زود...
رها
بــآ مـَن از بـــودن بگـو . . . گوشـ ـم را کـَـر کــردهـ ـهیاهــــ ـوےِ نبودنتــ ...
رها
مے دانـمـ حقیقـتے سـت تـلخ امـا ایـن کوچـه دگـر بـوے یـار را نخواهد گـرفـت پـس از ایـن بـایـد لحظـه هـا را خـالے ، پُر کـرد و صـداے پـاے رفـتـه هـا را از کوچـه بـرداشت نـه خـاطـرهـ اے نـه انـتـظارے بـایـد بـر سر کوچـه نـوشت " گـر غـمے بـود گـذشت و گـر صفایے داشـت ، داشت..."
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 17 دقيقه قبل