نصفه #شبی میری سراغ متن #چــَتی که #سـِــیو کرده بودی...با خوندنش نمک به #زخمت میپآشی و تازَش میکنی...اینجوری میشه که #شبت میشه یکی از اون شــَبآیی که اونقدر #گریه میکنی که دیگه چــشآت قدرت نگآ کردن به صفحه ی مانیتورُ نداره...نور چـــشمآت ُ میزنه...هر چند لحظه صدای ِ #هق-هق-ت سکوت ِ #اتاق ُ میشکنه.. #گوشیت ُ بر میداری میخوای اِس بدی .. اَمـّا ..!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 38 دقيقه قبل