از زندگی و ذهن من که پاک شدی / اینجوری نوشتن دردی رو دعوا نمیکنه / یکم به بگرد عقب و به کارهایی که کردی فکر کن / من هیچوقت بهت نگفتم هرزه / تویی که بهونه میخواستی واسه رفتن و که پیداش کردی / این فیلم ها دیگه تکراری شده . . .
تا حالا شده به یه #سکانسی از این فیلم ِ طولانی ِ #زندگیت برسین که دوس داشته باشین یهو بزنین زیر همه چیزو بگید: آقا #نمیخوام ..! نمیخوام....من نمیخوام...من دیگه #بازی نمیکنم..! بعدم کوله پشتیتونو بزارید رو شونتونو تا میتونید از اونجا #دور بشید..؟ با تموم وجودم از ته #دلم ,از عمق این دل ِ #سوختم ,دُنبال ِ یه همچین چیزییم...!تا برم یه جایی که دست هیچ #اَحدی بهم نرسه ..از همه ی قیدو بندآ #راحت شم و به هیچ کسی #دلبسته نباشم..
نصفه #شبی میری سراغ متن #چــَتی که #سـِــیو کرده بودی...با خوندنش نمک به #زخمت میپآشی و تازَش میکنی...اینجوری میشه که #شبت میشه یکی از اون شــَبآیی که اونقدر #گریه میکنی که دیگه چــشآت قدرت نگآ کردن به صفحه ی مانیتورُ نداره...نور چـــشمآت ُ میزنه...هر چند لحظه صدای ِ #هق-هق-ت سکوت ِ #اتاق ُ میشکنه.. #گوشیت ُ بر میداری میخوای اِس بدی .. اَمـّا ..!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 27 روز و 23 ساعت و 33 دقيقه قبل