رها
گریه شاید زبان ضعف باشد شاید کودکانه شاید بی غرور… اما هر وقت گونه هایم خیس می شود می فهمم نه ضعیفم نه کودکم بلکه پر از احساسم…
رها
راهای دلم تنها جاده های خاکی دنیاست که به مقصد نمیرسد..از خستگی . .
رها
یک روز به خودت می آیی آن روز می فهمی خودت را به پـــای کسی که هــــیچ وقــــــتـــ پــیشــــت نبوده پیــــــر کردی..عبرت نمیشه این جمله چرا برام؟!
رها
دَرد دآرد وَقتـے ميـ رود و هَـمہ مے گويـَند : دوستتــْ نـدآشـتـ ... و تــو نِمـي تــوانـے بــہ هَـمـہ ثـآبـتــ كُنيـے کہ هَـرشـبــ بـا عآشـقانـہ هآيـَش خوابــَتــ مے کــَرد
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 19 ساعت و 43 دقيقه قبل