رها
مطمئن باش روزے جائے وقتے... من و تو بـه ـهم خوا ـهیم رسید من ـهنوز ـهم بـه هزار چرخ خوردنِ سیبـــ اعتقــاد دارم... (!)
رها
من چـه عاشقانـه تو را خواستمـ چـه صادقانـه با تو ماندمـ و چـه شاعرانـه برایتــــ اشکــــ ریختمـ و تو پایتـــ را روی قطرهـ ـهاے اشکِ من گذاشتے و بیچارهـ اشکـــ (!) کـه در شیار پاے تو لـه شُد و من باز ـهم تو را خواستمـ دیگر غرور براے من بے معنے ستــــ ...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 57 دقيقه قبل