رها
دلم بچگی می خواهد با فکری آزاد با یک دلِ خوش با یک دنیا بازی های بی پروا با یک خواب پر از رویا نه فکری مغشوش نه دلی با یک دنیا غم نه بازی سراسر ترس نه یک خواب پر از کابوس
رها
تحملش برایم سخت شده .. . نداشتنت... میترسم از نبودن های مکررت که انگار برای من یکی پایانی ندارند.. .
رها
من عاشقانه دوستش دارم. و او عاقلانه طردم می كند... منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر است
رها
خیالتـــ رآحتـــ ایـ ـنـ آدمـ ـها .. اینــ لبخنـ ـدهآ.. هیـــچ کسـ و هیچـ ـکُدآمــ ..وفآدآرے امـ رآ بهـ تـ ـو سُستـــ نمیکُنـ ـد دلتـــ قُــ ـرص...!
رها
دلـ ــــَ م میـ ـخـوا ـهد یــــ ـک روز برایم تــــعــ ریـ ف کنی ـهـــــَــــــــــــــــــــرگـ ـز فـــــَ رآمـــــ وش نـــــَشُـــ دن چه طـــ ـعـ مـ ـی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رها
تنها شادی من در زندگی این است که هیچ کس نمی داند به چه اندازه غمگینم.. .
رها
آنقـدر تمـآم زوآیـآی چـهره اتـ رآ مـی شـنـآسـم کـه ، حتـی اگـر چشـم هـآیـم را ببـندے ! بـآ لمـس صـورتــتــــ تـــو رآ مـی شـنـآسـم تعدآد مژگآنــت رآ هم حفـــظــ میــکــردم . . . اگر کمی بیشــــتر زمآن دآشتیم!!!
رها
گفت: مرا یادت هست؟ دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم,چرا یاد من به وسعت همه تاریخ است؟چراآدم ها در یاد من زندگی می کنند ومن در یاد هیچ کس نیستم؟
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 9 ساعت و 33 دقيقه قبل