رها
بی حس شده ام از درد ! از بغــض ! فقط گاهـی خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را
رها
به تو می اندیشم به تو و تندی طوفان نگاهت بر من به خود و عشق عمیقت در تن به تو و خاطره ها… که چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم…!!!
رها
خیلی مواظب باش!!! اگه باشنیدن صداش دلت لرزید… اگه از بدی هاش فرار نکردی و موندی… دیگه تمومه…!!! اون شده همه ی دنیـــــــــــــــــــات
رها
دِلـَـــــمــ ؛ گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد ! گـ ـاهے میــ ـسوزَد ! و حَتے گــ ـاهے ، گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ امیـــ ـشِکَند ! امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَــد به خـُدا
رها
رفتن بهــانه نمیـ خواهــد ؛ بهـانه های مانـدنـــ که تمـامـــ شــود کــافـیستــ ــ ـ
رها
میگویند دلتنگ نباشم!خدای من…انگار به آب میگویند خیس نباش…..
رها
عشق آدم رو داغ میکنه اما… دوست داشتن آدم رو پخته میکنه هر داغی یه روز سرد میــــشه اما… هیچ پخته ای خام نمیــــــشه…….
رها
ساده دوستم داشته باش .. .خود را درگیر پیچ وخم زندگی نکن .. .من تو را همین جور ساده دوست می دارم…
رها
هنوز هم ، حوالی خواب های شبانه ام پرسه میزنی لعنتی !! دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم……
رها
رنج تنهائى بهتر از گدائی محبت است....
رها
چقــــــــــــــدر کم تــــــــوقع شده ام نه آغوشت را ميـــــــــخواهم، ... نــــــــــه يک بوســــــــــــه ! نــــــــــه ديگر بودنت را ! همين که بيايی و از کنارم رد شوی کافيست...! مــــــرا به آرامش ميرساند حتی اصطکاک ســــــــــــايه هايمان..
رها
بَچه کـــِ بودم ، بَستَنـــــے ام را گــاز مے زَدَنـد قیامَتـــ به پـآ میکردم ، چـه بیــــهوده بُزُرگــــ شُدم... حالا روحَــم را گـاز مےزنند و مےخندم
رها
به سَـلــامتی خودمـــون که همیشـه اونــے شُدیم که بقیـــه میخواטּ ولــی هیچکسـ اونی نَشُد که مــــآ میخواســتیم.. .
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 10 دقيقه قبل