Rahil
خیلـــــی سختـــــــه کـــــه بخـــوآی بـــــآ آب خـــــوردن بغضتـــــــ رو بفــــرستــــــی پــــــآیین. امـــــآ یکدفعـــــــه اشکـــــــ از چشـــــات جـــــاری بشـــــه..
Rahil
ایـــــن كــه هســـتی و کنــــارم نیســــتی ، دیوونه ام می کنــد"
Rahil
همه ماهر شده اند! یک نفر هزاران نفر روبا هم دوست دارد ! اما من ناشیانه به یک نفر دل میبندم هزاران بار !
Rahil
حالـــــــا حرفـــــــهايمان بمـــــــاند برای بعد؛ . دلخوری هـــــــامـــــــان، . دلـــــــتنگی هـــــــامـــــــان، . و تمـــــــام اشکـــــــهای مـن فقط بگو . . . . . . . . با او چـــــــگونـــــــه ميگـــــــذرد؟ کــــــه با مـن نمی گذشت!
Rahil
رنگین کمان آتش بازی آبکی طبیعت است .
Rahil
از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشدهای ؟ پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذتی به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم! اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم! گفت : تو اشتباه می کنی! زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
Rahil
يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد@tahora
شببخيرررر
13 سال و 13 روز و 15 ساعت و 31 دقيقه قبل
شبت بخیرررر
13 سال و 13 روز و 15 ساعت و 27 دقيقه قبل