دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علیرضا

خوبم اما نه به خوبی خدا ،زیبایی رو دوست دارم وای یادم رفت سلام کنم سلام صدا می آد درباره »
علیرضا
مرد - مجرد
امتیاز: 150.15

دنبال‌شدگان

(92 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(73 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

علیرضا
علیرضا

در اندرون من خسته دل ندانم کیست/که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

علیرضا
علیرضا

دنبالر تو سنگ صبوری همه ی غصه و شادی ها را می دانی و خم به ابرو نمی آوری با شادیمان شادی و با غم هایمان اندوه گین همیشه ساکتی و سینه ات گشاده

علیرضا
علیرضا

اینجا سال هاست که برف نمی بارد.

علیرضا
علیرضا

شب آرزوها چه دراز است از بلندترین شب سال هم درازتر

علیرضا
علیرضا

در سال 1930 خاخام هربرت گولدستین از نیو یورک تلگرافی برای آلبرت اینشتین فرستاد که مفاد آن چنین بود: "آیا به خدا اعتقاد دارید؟ پاسخ را در پنجاه کلمه پیش پرداخت شده تلگراف بفرمائید پاسخ اینشتین، هر چند به حد پنجاه کلمه در خواستی نیز نرسید، چنان بود که هنوز هم به رایحه عصر تعالی معطر است: "لطیف ترین احساس بشری حس "راز" جهان است. این احساس ژرف است که مهد هنر و علم حقیقی به شمار می رود. هر که با این احساس بیگانه است، هر که از تجربه جذبه، وله، و شگفتی محروم است کالبد مرده ای و شمع خاموش شده ای بیش نیست. این احساس که در ورای هر چه تجربه می کنیم هستی دیگری هست که نمی توانیم آنرا در یابیم، اما از فیض جبروتش بطور غیر مستقیم برخورداریم جوهر دینداری است. به این معنا، و تنها به این معنا است که خود را وقف مذهب می شمارم."

علیرضا
علیرضا

امروز حتی نالیدن هم هزینه دارد شاید به تو بگویند خفه شو ولی هیچ وقت ناامید مباش.

علیرضا
علیرضا

از نگاه شور دیوان تلخم ای شیرین و زین پس / جان خویش را در پناه چشماهایت می نشانم

علیرضا
علیرضا

خوراکم شده دیالوگ های تنهایی آه های سوخته شعرهای خسته حرف های سربسته گریه های به بار نشسته و اوضاعی بهتر از این برایم متصور نباش!

علیرضا
علیرضا

اولین بار که نگاهت کردم با خود گفتم همای خوشبختی از مشرق می آید و آخرین بار که نگاهم می کردی با خود گفتی جغد بدبختی از مشرق غروب کردی!

علیرضا
علیرضا

@حسین ابراهیمی @soosi سلام علیکم یک پرسش از حضراتعالی آیا اسلام زبان دارد که بگوید من حکمم این است یا آن است ؟

علیرضا
علیرضا

نمی دانم چرا گاهی اوقات احساس خفگی می کنم شاید به خاطر هوا باشد خیلی وقته هواتو دارم

علیرضا
علیرضا

چقدر هوا سرد شده است زمانه نامرد شده است عشق همه اش غم شده است خوبی کم شده است اسارت فراوان شده است ازدحام تنهایان بی امان شده است چقدر هوا سرد شده است!

علیرضا
علیرضا

می روم از این کار زار آغشته به خون ماندن در اینجا ذلت است اینجا جای عبوسان و ماتم گرفتگان است رنگ ها این جا کورند اینجا عشق را کشتند و جسدش را سوزاندند و خاکسترش به دریا ریختند اینجا هر روزش با نکبتی همراه است شادی گم شده خواب سال هاست که در بستر آرمیده و ماندن در اینجا چه تلخ است.

علیرضا
علیرضا

چون نباشد عشق را پروای او / او چو مرغی بی پر ماند وای او

علیرضا
علیرضا

تعداد پست هایم به نود رسید پس تاسال 91 بدرود