بسم الله الرحمن الرحيم* فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ ﴿152﴾ پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم و شكرانه ام را به جاى آريد و با من ناسپاسى نكنيد (سوره بقره)
@yosra ویرانه نه آنســت کـه جمشــید بنا کرد ویرانه نه آنست کـــه فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نظر دوست صــد بار بنا کــرد ودگر بار فرو ریـــخــت
برایت رویاهایی آرزو میکنم تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو میکنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری و فراموش کنی
آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو میکنم.
برایت آرزو میکنم دوام بیاوری
در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار.
بخصوص برایت آرزو میکنم که خودت باشی.....
بین مهربانی تو و دل خودم، مردد موندم. همیشه همینطوری بوده. پس کی این همه فاصلهای رو که با تو به وجود آوردم، از بین برمیداری؟ تو اونقدر مهربونی که حتی کلمات همتاب از تو نوشتن ندارن... نمیدونم کدوم فرشته رو تو کدوم روز میفرستی تا فاصلههای بینمونُ قربانی کنه. برای من هر روز عید قربانِ ... من سالهاست همه روزهامُ قربانی میکنم. من سالهامُ قربانی کردمـ.
هر شب خواب میبینم که لبخندهام تموم شدند هر شب خواب میبینم که دستهام گلوی خندههامُ میبره. اما من دوست دارم همه اشتباههامُ قربانی کنم. گناهامُ را قربانی کنم. هر روز برای من روز قربانی کردن است؛ اما اگه تو کمکم نکنی، هیچ عیدی نیست... عید، روزی هست که بتونم همهی اشتباههاتمُ سر ببُرم.
کمکم کن
اگه قول بدم که تا قیامت، شبیه ستارهها باشم، منو می بخشی؟! کاش میتونستم دیروزهای خودمُ دفن کنم. کاش دوبآرهـ ابراهیمُ میفرستادی تا رگهای سرخمُ ببرد؛ شاید از این همه هوس فاصله بگیرم! سالهاست هراسان به دنبال ابراهیم، این سو و آن سو میدوم. کاش بار دیگر ابراهیم را میفرستادی؛ با چاقویی که گلویم تشنه بوسیدنش استـــ