beforestorm
توسط موبایل
تمام چسب زخمهایت را هم بخرم نه زخم های تو خوب می شود نه زخم های من
beforestorm
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي
beforestorm
خیره شده ای که پلک نزنی که نبضم نزند ؟
beforestorm
اگر می خوای ارزشت را نزد خدا بدانی ، نگاه کن ببین ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چه قدر است ؟
beforestorm
دنیا چرا اینجوری شده همه بیمعرفت شدن؟
beforestorm
آرام من...چند روزی هست که نیستی...!! همه جا را گشتم... داخلِ تک تک فنجانها، دانه های قهوه را زیر و رو کردم... تازه، لای کتابهای کتابخانه ی کوچکِ کافه را هم گشتم... دود سیگارم هم از تو خبری نداشت و حتی دستمالهای رنگی... فریـــادت زدم... شنیدم که جواب دادی... اگر اشتباه نکنم خیلی دور بودی، مثلا جایی که دیگر دستِ "مــــــن" به آن نمی رسید...!!
beforestorm
یادم اید روزی که می خواست برود... ده بذر گل به من داد و گفت: این ده بذر را بکار... هر وقت جوانه زدند من بر میگردم... من انها را یکی یکی کاشتم... و با جوانه زدن هر کدام از دانه ها نور امیدی در دلم روشن میشد... اما این یکی انگار خیال جوانه زدن نداشت... ولی من انقدر عاشق بودم که نمی دانستم : یک سنگریزه هیچ وقت جوانه نخواهد زد...
beforestorm
چه سخت است زندگی آن هنگام که احساس کنیم زیر این آسمان کبود کسی نیست که ما را دوست داشته باشد ...