سراب
خدایا این همه دلتنگی را چگونه در این دل ِ تنگ جا دهم؟
سراب
جـاےِ مـَـטּ کـِنـــار ِ هـیـــچ ڪَـس פֿـــالـــی نیـســـت...
سراب
پایان یک رابطه ، فقط پایان یک رابطه نیست ! پایان خیلی از چیزهاست ... پایان حس و دید مثبت ، پایان دوست داشتن ، پایان خوش بینی ، پایان اعتماد ... شاید یک چیزهایی را بتوان جبران کرد امابی اعتمادی را نه !!! ..
سراب
کفش هایم را پر از ریگ کرده ام .... شاید همرنگ این جماعت شوم ....
سراب
می خواهم بنویسم ولی از چه ؟؟ این روز ها هیچ چیز سر جای خودش نیست حتی خودم ....
سراب
دلم تنگ شده برای کودکی هایم ... و اشک هایی که بند می آمد با یک آب نبات چوبی ...
سراب
می خواهی نباشی اما هستی می خواهی بهتر باشی اما محال است می خواهی بد تر باشی اما وجودش را نداری می خواهی معمولی باشی اما حوصله ات سر می رود از خودت....
سراب
قـــلــمــم مـی لـــرزد ............ و عــصــايــی کـــه بـــه انــدازه ی بــــاران خــيـــس اســـت آســـمــــان ســخــت تــرک مـــی خـــورد از چـــتـــــر تــرک خــورده ی مـــن ســهـــم مــــن شــانــه ی خـــيـــس و غــم ايـــن پــنــجـــره هاســت..........
سراب
خدایــــــــــا … یـــــک امــ ـــروز را مهمـــــان مـــــن بــ ـــاش … بـــــه یـــ ــک فنجـــــان قهـــ ــوه تلـــــخ …! دلـــــت نمیخواهــ ـــد طعـــــم دنیایــ ـــت را بچشـــــی ...؟!
سراب
در ره عشق او عمریست که ویرانم گرچه ویرانم ولی از این نیست که مینالم ناله هایم از نامردی روزگارست شکستن دلم تقصیر روزگار است ,میدانم ان یارو دلبر من یاورم بود تا قیامت دست روزگار ما را جدا کرد ,از این حیرانم
سراب
وقتی ابر آسمون بغض غریبونه داره وقتی از شدتِ اشک پناه به دریا میاره نمیدونی که چقدر شبیه آسمون میشی منم عاشقترم آره وقتی بارون می باره
سراب
مرا حبس كن در آغوشت من ؛ برای حصار بازوان تو مجرمترين زندانيام !