سراب
چقد دنياعجيب شده! مردم هر روز عشق هايشان را با عشق هاي هم عوض ميكنند ديروز او عشق تو بود امروز عشق من فردا عشق ديگري...!
سراب
مـــات شــدم از رفـتنت هیــچ مـیز شطـرنجی هـم در مــیان نـــبـود ! ایـن وســط فــقط یـک دل بـــود ...کـه دیگــر نـیست
سراب
دم از بازی حکم می زنی ! دم از حکم دل می زنی ! پس به زبان "قمار" برایت می گویم! قمار زندگی را به کسی باختم که "تک دل" را با "خشت" برید، جریمه اش"یک عمر" "حســــرت" شد، باختِ زیبایی بود ...! یاد گرفتم به "دل"، "دل" نبندم یاد گرفتم از روی "دل" حکم نکنم "دل" را باید "بُــر" زد جایش "سنگ" ریخت که با "خشت" "تک بــُری" نکنند ....
سراب
بزرگ شدن ... آرزوی کودکانه ای بود که به پشیمانی اش نمی ارزید ....
سراب
یکی بود هیچ کس نبود .... گفته بودم قصه من شنیدن ندارد
سراب
وقتی تمام زندگی ات شده باشد.. جز آغوشش ... پناه دیگری نداری... حتی اگر از خودش دلگیر باشی...!
سراب
در به در شده ایم ... در شهری که عشق در سینه ها گم است عزیز دلم چرا راه دور می روی !؟؟ اینجا عشق را بین ران ها و سینه ها جستجو می کنند امشب دلم مي خواهد فرياد بزنم ولي واژه اي را نمي يابم که عمق دردم را در فرياد منعکس کند . . .
سراب
دلـــــتـــنـــــگــــی...؟حاضر! غـــــم...؟حاضر! درد...؟حاضر! دوری...؟حاضر! عـــــــــشـــــــــــق..؟.... بلندتر مــــــــیـــــــــخــــــوانـــــــــم:عـــــــــــــشــــــــــق...؟ باز هــــــم نـــــــیامــــــــــده؟؟؟... غــــــیبـــــــت هایــــــــش از حــــد مـــــــجــــــاز چنـــــدیــــســـــت که گذشـــــته! اخـــــــــــــراجــــــــــش مــــــیــــــــــکنـــــــــمـ !!!
سراب
کـودکـانـه ام از بـوی دود سیگـار پـدربـزرگ نفرتم می شد سالها که گـذشـت در تـک تـک لحظـه ها خـوب حــس کـردم درد بـزرگ شـدن را سیگــار دوایش بـود!
سراب
واژه هایم را سر و ته بگیر "دوستت دارم" های من تنها به درد ِ بند رخت میخورند از بس که به هر چیز ِ تو / گیر میکنند... دلم لال/ مونی ِ همیشگی می خواهد وقتی که از دهانم / تنها برای سیگار کشیدن / درست استفاده کرده ام
سراب
هرچه “بادا باد” ؛ “تاس دل” می ریزم … یا “بـر بـاد” می روم ، یـا “از یـاد”
سراب
خدایا…خودمونیما… این ضربه هایی که میخورم چند امتیازیه!!
سراب
دلم واســه اون روزایــی تنــگ شــده , که کســی رو دوســت نداشــتم.... چه خــوب بود اون بــی خــیالی ها ...!!!
سراب
بعضی وقتا یه چیزایی رو نباید کامل نوشت! باید،ادامه اش رو سیر گریه کرد...
سراب
ایــن روزهـــا همــه بــه مــن دلـتــنـــگــی هــدیــه مـی دهنــد لطفـــا آتــش بــس اعــلام کــنید! بــه خـــدا تمــــامـ شــد دلـــــــــــم...!