✘ABღLFAZL✘
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﺩﺧﺘــــﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘــــﯽ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨـــﻪ ﺩﻟﺶ ﭘــﺮ ﻣﯿﮑﺸـــﻪ ﺑﭙــﺮﻩ ﺗﻮ ﺑﻐﻠــﺶ ﻭﻟﯽ ﻧﺠــﺎﺑﺘﺶ ﻧﻤﯿـــﺬﺍﺭﻩ . ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﭘﺴــﺮﯾﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﯾﻪ ﺑــﺎﺭﻡ ﺑﻪ ﺧــﻮﺩﺵ ﺍﺟـــﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩ ﺩﺳﺘــﺶ ﺑﻪ ﻋﺸــﻘﺶ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺵ ﺑﯿﻔﺘـــﻪ ﺩﺳﺘـــﺎﺷﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﻣﯿـــﺪﻩ . ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﮐﺴــﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﻨـــﯽ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﮔـــﺎﺭ ﭘﯿـــﺮﺷﻮﻥ ﮐــــﺮﺩﻩ . ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﺩﻻﻣـــﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓٍ ﮐﺴـــﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﻦ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻦ ﺩﻝ ﭼﯿﻪ ؟ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﺧﻮﺩﺗــﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺗﮏ ﻭ ﺗــﻮﮎ ﺑﻌﻀـــﯿﺎﺷﻮ ﺗﺠـــﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﯾﻦ...
✘ABღLFAZL✘
آدم داغون از اول داغون نبوده،داغونش کردن آدم آرومم همینطور... آدم عصبی ام به همچنین ولی آدم بیشعور از اول بی... شعور بوده...
✘ABღLFAZL✘
سه چیز را با احتیاط بردار: قدم،قلم، قسم! سه چیز را پاک نگه دار: جسم،لباس،خیال از سه چیزکار بگیر: عقل،همت، صبر! از سه چیز خود را دورنگهدار: افسوس، فریاد، نفرین! سه چیز را آلوده نکن: قلب، زبان، چشم! اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن: خدا، مرگ و دوست.
✘ABღLFAZL✘
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند. اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه... آن جا که در میان خاک خوابیدی؛ «سنگ تمام» را می گذارند و می روند ...!
✘ABღLFAZL✘
شاید اگر " حرفهای انگشتانم " را می شنیدی ، گوشهایت عاشق می شدند !
✘ABღLFAZL✘
گه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده
✘ABღLFAZL✘
بالاتر از آسمان جايي نيست... زيباتر از گل چيزي نيست .... قشنگ تر از عشق حرفي نيست ،... عزيز تر از تو كسي نيست ....
✘ABღLFAZL✘
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواهد به برگ گل نوشتم من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند
✘ABღLFAZL✘
خدمتکار پیر، با ناله میگفت: ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست با وجود این همه بدبختی، نمیدانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را «چپ» آفریده است؟! دخترم همه چیز را دو تا میبیند. ارباب پرخاش کرد و گفت: سیاه بخت! چهل سال است نان مرا زهر مار میکنی! مگر کور هستی، نمیبینی که چشم دختر من هم «چپ» است؟! خدمتکار گفت: چرا ارباب میبینم ... اما ... چیزی که هست، دختر شما همهی این خوشبختیها را «دوتا» میبیند ولی دختر من، این همه بدبختی را ...
✘ABღLFAZL✘
میترسم از این که... روزی... یک جایی... من و تو... خیلی دور از هم، شب و روز در آغوش یک غریبه،بی قرار هم باشیم