rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
نفس بده که برایت نفس نفس بزنم... نفس به جز تو نخواهم برای کس بزنم... مرا اسیر خودت کرده ای دعایی کن... که آخرین نفسم را در این قفس بزنم...
rezaey......یا حسین
اگر کسی میگوید برای تو میمیرد دروغ میگوید حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی میکند.
rezaey......یا حسین
گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها ناخودا گاه لبخندی روی لبانت مینشاند, چقدر دوست دارم این لبخندهای بیگاه را وچه بیشتر دوست میدارم این بعضی هارا...
rezaey......یا حسین
چه معادله ی نا برابری وقتی که من برای دیدنت چشمهایم را می بندم و تو برای ندیدنم
rezaey......یا حسین
اگر دروغ رنگ داشت هر روز شاید ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود
rezaey......یا حسین
بعضي زخــــم ها هســــــت كه هـــــــــر روز بــــايـــد روشونو باز كنــــي و نـــــــــمـــــــــــــك بپـــــــــــاشــــــــــ ــــي ... تــــــــا يــــــــــادت نـــــــــــــره كه ســــــــــــــراغ بعضـــــــــــي آدمـــــــــــــا نبــــــــــــــــــــايـ ـــــــد رفـــــــــــت ، نــــــــــــــبـايـــد! ! !
rezaey......یا حسین
روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت / هر كسي غصه ي اينكه چه ميكرد نداشت / چشمه ي سادگي از لطف زمين مي جوشيد / خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت...
rezaey......یا حسین
"دلتنگی" حس نــبـــودن کــســی سـت کـــــه تـــمـــام وجــودت بـــه یــکـبـاره تـــمـــنـــای بـــودنـــش را مـــیـــکـــنـــد..
rezaey......یا حسین
مگسی را کشتم نه به جرمی که پلید است بد است / یا که چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است / بی نوا دور سرم میچرخید به خیالش قندم / ای دو صد نور به قبرش بارد مگس خوبی بود/ من به این جرم که از فکر تو بیرونم کرد آن مگس را کشتم
rezaey......یا حسین
در صدایت بهترین آهنگ ها را جمع کن ، نغمه تنهایی دلتنگ ها را جمع کن ، خسته ام از جلوه های رنگ رنگ روزگار ، نازنین! جارو بیاور، رنگ ها را جمع کن
rezaey......یا حسین
مابدهكاريم به يكديگر ، به تمام دوستت دارم هاي ناگفته اي كه پشت ديوار غرورمان ماندند وما آن ها رابلعيديم تا نشان دهيم آدم هاي منطقي هستيم...
rezaey......یا حسین
میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه؟ این که هر کاری در توانت هست براش انــــجام بدی ، آخــــرش بـرگرده بگه : مگه من ازت خواستم ؟؟؟؟
rezaey......یا حسین
گفت: حالت را نمی پرسم می دانم خوبی, عکس هایت همه با لبخندند!! او نمی دانست عکاس که می گوید سیب… من یاد حماقت حوا می افتم و پوزخند می زنم…