reza
در این دنیای دردآگین نمی بینی دل من را / غم عشق تو را یک سو غم خود را جدا دارد...
reza
یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان/ وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
reza
در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود/ آه می ترسم که دارد باز طوفان می شود/ آرزوهایم همین کاخی که برپا کرده ام/ زیر آن طوفان سنگین سخت ویران می شود
reza
تو از معابد مشرق زمین عظیم تری / کنون شکوه تو و بهت من تماشایی ست
reza
دوش چون نیلوفر از غم پیچ و تابی داشتم / هر نفس چون شمع لرزان اضطرابی داشتم
reza
مرنج از بیش و کم ، چشم از شراب این و آن بردار/ که این ساقی به قدر "تشنگی" پیمانه می سازد
reza
درد اگر مرد است با دل راست رویارو شود// پس چرا از پشت سر خنجر زد و نامرد شد...؟
reza
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس/ که چنان ز او شدهام بی سر و سامان که مپرس
reza
دلم را خوب می فهمد هر آن کس ماجرا دارد / میان سینه اش هر کس که قلبی مبتلا دارد...
reza
وقتی اظهار نظر کرد دلم، فهمیدم / عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند...
reza
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر / یادگاری که دراین گنبد دوار بماند
مرسی علی جان این نظرلطف شماست....
14 سال و 8 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 33 دقيقه قبلممنون مهشیدجان آره همین الان نوشتم...
14 سال و 8 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 32 دقيقه قبلهعی چقده همتون خطاتون خوبه ..
اووَخ من باید برم یه فکری برا خودم بکنم
14 سال و 8 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 1 دقيقه قبلبی نظیره
14 سال و 8 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 20 دقيقه قبلممنون شما لطف دارید....
14 سال و 8 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبل