رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
کاش میدیدی که با باران رقابت ها کنم خواب رفتن را به پای اشک عادت ها کنم کاش میدیدی که در نیمه شب یلدای سرد با خیال گرم آغوشت رفاقت ها کنم
رضارنج بران
هوس کوچ به سرم زده, شاید هم هجرت.... نمیدانم! از این بی دلی ها خسته شده ام دستانم را به دستان هیچکس می سپارم و درد دل می کنم با درختان دیوانگی هم عالمی دارد......
رضارنج بران
اهل كجايي... کاشکی ندونی وقتی که میرم کاشکی ندونی بی تو میمیرم مرگ قناری دیدن نداره گلی که خشکید چیدن نداره میرم از اینجا وقتی که خوابی من اهل خشکی تو اهل آبی این نامه از دختر کویره وقتی میخونیش که خیلی دیره میرم از اینجا با پای خسته با چشمی گریون قلبی شکسته بغضی هنوزم مونده تو سینه دوری چه سخته قسمت همینه
رضارنج بران
چشم انتظار:::::: صندوقچه خاك خورده زندگيم را گشودمتا مفهوم عشق و زندگي كردن را دريابم اميد داشتم نوري بتابد و من آن عشق را ببينم آيا عشق زندگي ام هنوز در آن صندوقچه كوچك من بود ؟ اميد داشتم هنوز باشد اما وقتي ان را گشودم چيزي از عشق در آن پيدا نكردم يك مشت خاطره بود يك مشت دفتر خاطرات يك مشت خاك...! و آن چيزي كه از من مانده بود حسرت بود آن حسرت تمام وجودم را فرا گرفت به طوري كه حتي حس ميكردم مرا در قفس گذاشته اند و از اين خاك و از اين زندگي دور مي کنند... ! آيا چنين بود ... ؟ ... ! دفتر خاطرات را ورق زدم به اميد پيدا كردن عشق اما چيزي در آن نديدم جز نوشته هايي بر روي كاغذ انگاربه من لبخند ميزند و به من مي گفتند : ما را بخوان آنها نمي دانستند من فرصت اندكي دارم و وقت خواندن ندارم باز شروع به گشتن كردم شايد چيزي بيابم ورقها را زير رو كردم چيزي نبود هيچ نشاني از عشق نديدم ولي در ته صندوقچه يك گل سرخ بود آن گل سرخ خشكيده نشده بود و بوي معطر گل سرخ همه جا را پر كرد و آن نشاني از عشق بود كه به دنبالش فرسنگها راه رفتم تا آن را بيابم و زندگي خاك خورده ام را با عشق بسازم بي انكه بدانم عشق در د
رضارنج بران
سرنوشت بگذارید سرنوشت هر راهی که می خواهد برود ما راهمان جداست این ابرها تا می توانند ببارند ما چترمان خداست دکتر علی شریعتی
رضارنج بران
وقتی دلم می گیرد می نویسم برای تو اما همه می خوانند الا تو
رضارنج بران
یادم می آید گفته بودی : ساده و کوتاه نویسی را دوست داری، ساده و کوتاه فقط دو کلمه: برگرد ، دلتنگم...
رضارنج بران
بغض، بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست... اگر بشكند دیگر اعتراض نیست التماس است" دكتر علی شریعتی
رضارنج بران
همیشه آغاز راه دشوار است عقاب در آغاز پر کشیدن ،پر میریزد ولی در اوج حتی از بال زدن هم بی نیاز است
رضارنج بران
سعی نكن متفاوت باشی..فقط خوب باش..خوب بودن به اندازه كافی متفاوت هست
رضارنج بران
مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود
رضارنج بران
اگه دو تا بودی میذاشتمت رو چشام حالا که یدونه ای میذارمت رو قلبم
رضارنج بران
..یه روز عشقت رو دزدیدم و برای اینکه جاش مطمئن باشه اونو تو قلبم قائم کردم اما نمیدونستم یه روز واسه اینکه اونو پس بگیری قلبمو میشکنی
رضارنج بران
عشق یعنی جسم و جانم مال تو / عشق یعنی پرسش از احوال تو / عشق یعنی از خودم من خسته ام / عشق من ، به تو دل بسته ام .
رضارنج بران
دیگـر فرصتی بـرای پیامک دادن نیست دست واژه ها را می گیرم و به دیدنت می آیـــم دلتنگیت در هیچ پیامی نمیگنج