رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
غمناکم غ : غصه م : میخورم ن : نمی شود ا : آنچه ک : که م : میگویم
رضارنج بران
با تو الفبای عشق را آموختم ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم به تو و کلبه عشقمان بالیدم حال که اینچنین شیفته توام باش تا در کنارت آرامش بیابم
رضارنج بران
از 3 نفر هرگز متنفر نباش : فروردینی ها، مهریها، اسفندی ها چـون بهتـرین هستند سه نفر را هرگز نرنجون : اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها چـون صادق هستند سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن : شهریوری ها، آذری ها، آبانی ها چـون به درد دلت گوش میدهند سه نفر رو هرگز از دست نده : مرداد ـی ها، خرداد ـی ها، بهمن ـی ها چـون دوست ِ واقعی هستند
رضارنج بران
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان! .
رضارنج بران
نمیدانم چون عزیزی دوستت دارم ، یا چون دوستت دارم عزیزی
رضارنج بران
من آخرش با یخچال ازدواج می کنم! وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی! داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی! ... وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی! و... آخه موجود اینقدر سنگ صبور !! اینقدر محرم؟ اینقدر با حوصله!!
رضارنج بران
هرگز هیچ حسرتی در دنیا این چنین یک جا جمع نمی شود ، که در این سه واژه کوتاه : " او دوستم ندارد ! " ( سر والتر اسکات )
رضارنج بران
اگه روزی دلم گرفت یادم باشد که خدا با من است که فرشته ها برایم دعا می کنند که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد یادم باشد که قاصدکی در راه است که بهار نزدیک است که فردا منتظرم می ماند که من راه رفتن می دانم و دویدن و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد اگه روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من اینجاست همین نزدیکیها و من ... تنها ... نیستم
رضارنج بران
غمگین تر از زمستان کیست ؟ پاییز.. او هیچ گاه بهار را ندیده است…
رضارنج بران
فراموشی فراموش شده ام... مثل سیب های باغ، تنهازمانی من را به یاد خواهی آورد که دستی غریب برای چیدن من بلند شده باشد....
رضارنج بران
ما این (من) و(تو) حاصل تفریق ماست پس تو هم با من بیا تا (ما) شویم حاصل جمع تمام قطره ها می شود دریا بیا دریا شویم.
رضارنج بران
چرا؟ به دنبال چه پایانی خلاف جاده ایستادی؟ چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی؟ چرا باید به تنهایی دوباره بی تو بگردم؟ کجای جاده بد بودم کجای قصه بد کردم؟ سراغم را نمیگیری چه شد افتادم از چشمت؟
رضارنج بران
ساعتی از شــقایق ...دقـــیقه هـای عاشق
دوستت دارم توبــارون تمــوم ایــن دقــایق
سبد سبد ستـاره... رو دوش شب سواره
اگه فردا نباشه .........دوســـتت دارم دوباره!!!!
رضارنج بران
گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنها میان سیل غم ها