رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست … تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست … تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم … تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ... تنهایی را دوست دارم زیرا در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد ....
رضارنج بران
فال
امشب حالم خیلی بده
بدجوری دلم گرفته
فال حافظ گشودم این اومد....
کاش خودش بودو میخوند، ای کاش...
رضارنج بران
كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن
رضارنج بران
آرزو میکنم آرزو می کنم گاهی وقتا آرزو می کنم که تو چند لحظه خودتو جای من بذاری و من باشی دلت دل من باشه چشمات چشمای من باشه روحت روح من باشه وتمام وجودت برای من باشه.. اون وقت خواهی دید من چه قدر برای رسیدن به تو بی قرارم.. اون وقت خواهی دید که چه قدر شبها و روز ها از دوری تو اشک می ریزم اون وقت احساس خواهی کرد که من چه قدر تو رو دوست دارم و احساس خواهی کرد عشقی رو که تمام وجودم رافرا گرفته
رضارنج بران
خدایا هیچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن که به هر بی لیاقتی بگه ” عشقم .
رضارنج بران
ساعت ای کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه های آن تا هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم
رضارنج بران
هر وقت خواستی بدونی که کسی دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی: اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشید بدون برات میمیره ... اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره و اگر هم خندید بدون اصلا دوست نداره
رضارنج بران
خسته ام خسته از تمام صبحهایی که انتظارم را نمی کشند. از تمام کوچه هایی که در طول تنهایی ام دراز کشیده اند و از خس خس لحظه هایی که .....به آخر نمی رسن
رضارنج بران
دلم که برایت تنگ تر می شود راه می افتم بدون چتر من بغض می کنم آسمان گریه . . .
رضارنج بران
جهنم...
خدایا....
خط و نشان دوزخت را برایم نکش...
جهنم تر از نبودنش
جایی راسراغ ندارم...
رضارنج بران
شايد در ترافيك مانده دلم كه هنوز به دل تو نرسيده طفلك نه بيراهه بلد است و نه ميان بر مگر چه قدر عاشق داري كه همه راهها به تو ختم ميشود
رضارنج بران
مردی که دستش را گچ گرفته بود از دکتر سوال کرد وقتی که دستم خوب شد می توانم گیتار بزنم؟ دکتر می گوید: بله البته . مرد می گوید: چه خوب چون قبلا" نمی توانستم.
رضارنج بران
آسان نیست فراموش کردن قصه ی چشمانی که روزهاست برای دیدنش به خواب هایم پناه میبرم تو در تمام خواب های من به روشنی تمام ستاره های شبهای منی من تورا به دلم قول داده ام نگذار بدقول شوم........