رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
تار عنكبوت مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمد و گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟ او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه مي رفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد. فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا برو تا به بهشت بروي. مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد. كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي. ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد.
رضارنج بران
وفا... وفا را باید از نیلوفری آموخت که به هر شاخه که میپیچد در آغوش همان میمیرد...
رضارنج بران
چه رسم جالبیست! محبتت را می گذارند پای احتیاجت! صداقتت را می گذارند پای سادگیت! سکوتت را می گذارند پای نفهمیت! نگرانیت را می گذارند پای تنهاییت! وفاداریت را می گذارند پای بی کسیت! و آنقدر تکرار می کنند که خودت باورت می شود که تنهایی و بی کسی و محتاج ...!!!
رضارنج بران
دلم خیلی گرفته بغض داره خفم می کنه می خوام اشک بالا بیارم می دونی الان چی می خوام؟؟ یه شونه که بهش تکیه کنم و یه دست که اشکام و پاک کنه کاش بودی و کنارت بودم
رضارنج بران
با صدایی خسته فریادت کنم دوست دارم با تو باشم هر زمان گر تو باشی،من نبارم بی امان
رضارنج بران
تمام لحظه هایـــــــــــم پر شده از بیقراری کنم با غمزه ی چشمان تو شب زنده داری تمام تار و پودم گشته رویـــــــــای حضورت که تا شاید شود ، فصل خزانم ، نوبهــــاری
رضارنج بران
برای دوست داشتنت محتاج دیدنت نیستم... اگر چه نگاهت آرامم می کند محتاج سخن گفتن با تو نیستم... اگر چه صدایت دلم را می لرزاند محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم... اگر چه برای تکیه کردن !شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است دوست دارم بدانی حتی اگر کنارم نباشی... باز هم ، نگاهت می کنم... صدایت را می شنوم و به تو تکیه می کنم همیشه با منی و همیشه با تو هستم هر جا که باشی...
رضارنج بران
وقتی چشمانم را روی هم می گذارم… خواب مرا نمی برد… تو را می آورد!!! از میان فرسنگ ها … فاصـــــــــــــــــــــــــــــــــــله…
رضارنج بران
خواب هایم بوی تن تو را می دهد نکند… آن دورتر ها… نیمه شب… در آغوشم میگیری…!
رضارنج بران
روزی که به دنیا آمدی یک نفر بودی برای یک دنیا ولی حالا یه د نیا هستی مال من…
رضارنج بران
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد، نمیدانم نداشتنت سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را دارد…
رضارنج بران
تمبر اختصاصی سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری به بازار تمبر آمدhttp://donbaler.com/i/tmp/1345144232384600_orig.jpg