رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
عشق ان نیست که دو نفر به هم نگاه کنند عشق ان است که هردو به یک سو بنگرند فقط کسی طعم دلتنگی را میفهمد که طعم وابستگی را چشیده باشد
رضارنج بران
وقتی امیدمان رااز دست می دهیم و فکر می کنیم به آخر خط رسیدیم ، خداوند در گوشمان زمزمه می کند: آرام باش، این فقط یک پیچه نه پایان ...
رضارنج بران
وقتی خدا مشکلت را حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلت راحل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره...
رضارنج بران
صليب آخرين بار که اورا ديدم گردنبند صليبي به او هديه کردم گفت:من که دوستت ندارم پس چرا به من هديه مي دهي!؟ گفتم: بر سر هر گوري صليبي مي نهند اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز زيرا انجا گورستان عشق من است
رضارنج بران
دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم. کافی ست! قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست!
رضارنج بران
عاشقانه دلبری٬ با دلبری دل از کفم دزدید و رفت. هرچه کردم ناله از دل٬ سنگدل نشنید و رفت. گفتمش: ای دلربا دلبر٬ ز دل بردن چه سود؟ از ته دل٬ بر من دیوانه دل خندید و رفت
رضارنج بران
ای کاش ستاره ام به شب برمیگشت لبخند دوباره ام به لب برمیگشت گفتند: زمان ، ناجی تنهایی هاست ای کاش زمان هم به عقب برمیگشت
رضارنج بران
مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت و تو هر لحظه كه از من دوری، من به ویرانگری فاصله می اندیشم در كتاب احساس واژه فاصله یك فاجعه معنا شده است تو توانایی آنرا داری كه به این فاجعه پایان بخشی
رضارنج بران
باید ببینمت ! چرا که روی نوار قلبی ام پیوسته نام تو بود و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام . . . تو را تجویز کرده است ! ! ! بیا ، تا دیر نشده
رضارنج بران
یک مترسک خریده ام عطر همیشگی ات را به تنش زده ام در گوشه اتاقم ایستاده درست مثل توست ، فقط اینکه روزی هزار بار از رفتنش مرا نمی ترساند.
رضارنج بران
حالم بده کنارم نیست دوستش دارم و یارم نیست
رضارنج بران
یــه وقتـــایـــی خـــودمــو بغـــل میکنــم و میــگم : غصـــه نخـــور دیــوونــه ... مـــن کــه بــاهـــاتـــم ...!
رضارنج بران
بــــه قــــیـمـت ســــپید شــــدن موهــــایم تمــــام شــــد... ولــــی آمـــوختـم کـه ... نــــالـه ام سکــــوت بــــاشد ... گـریــــه ام لبــــخند ... و تنهــــا هــــمـدمــم ، خــــدا
رضارنج بران
حیف نون با زنش می ره سینما کنترل چی با چراغ قوه به طرفشون میاد . حیف نون به زنش میگه برو کنار داره موتور میاد