رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
هیچکس ...هرکسی بود با کسی و هیچکس من بود و بی کسی.....
رضارنج بران
سعدی می گوید: پارسایی را دیدم در کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمیشد. مدت ها در آن رنجور بود و شکر خدای عزوجلّ، علی الدّوام گفتی. پرسیدندش که شکر چه می گویی؟ گفت: شکر آنکه به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی
رضارنج بران
ایمان : یعنی باور به چیزی که نمیشه ثابتش کرد......
رضارنج بران
صدا كن مرا.... صداي تو خوب است.... صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است كه در انتهاي صميميت حزن ميرويد
رضارنج بران
مگس ... هوس کرد برقصد عنکبوت ... برایش تار زد.
رضارنج بران
تنها رفتن در اين جاده
در اين جاده سرد و بي انتها
بدون كوله باري از عشق
بدون تو
دشوار است
ومن تنها تر از هميشه
خاطره هاي ياد تو بر دوشم سنگيني مي كند
مي دانم كه نخواهي آمد
اما من باز هم منتظرم!
رضارنج بران
دگر حس شقایق را نداری هوای قلب عاشق را نداری از آن چشمان خونسرد تو پیداست ، که قلب تنگ سابق را نداری . . .
رضارنج بران
سلام صبح بخیر روزخوبی درپیش داشته باشید
رضارنج بران
از صداي سخن عشق نديدم خوشتر يادگاري که در اين گنبد دوار بماند
رضارنج بران
آمـــد امـــا در نگاهــش آن نوازش ها “نبــــــود… چشــم خواب آلـودش را مســتى و رویــا “نـــبود … لـب همــان لـب بود اما بوسـه اش گرمــى “نـداشـت …. دل همــان دل بود اما مســت و بى پـروا “نبــــود…
رضارنج بران
مجنون را به محکمه بردند گفتند:توبه کن !! گفت : خدایا عاشقم عاشق ترم کن!!!!!!.......
رضارنج بران
خسته ام خیلی خسته به من جایی بدهید می خواهم بخوابم یک تخت خالی یک دنیای خالی یک قلب خالی ..................