رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
امروز زندگی را آغاز کن امروز مخاطره کن امروز کاری کن نگذار که به آرامی بمیری شادی را فراموش نکن..
رضارنج بران
ما آدمها موجودات عجیبی هستیم وقتی میگوییم تنهایم بگذار یعنی ، بیش از همیشه به وجودت احتیاج دارم .
رضارنج بران
سکوت من بعضی وقتا سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرفی بزنی ... بعضی وقتا سکوت میکنی چون واقعآ حرفی واسه گفتن نداری ... گاه سکوت یه اعتراضه ، گاهی هم انتظار ... اما بیشتر وقتا سکوت ... واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که توو وجودت داری ، توصیف کنه ...
رضارنج بران
هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد
رضارنج بران
میدانی خوشبخت ترین پسر کیست؟ کسی که اولین عشق یه دختر باشه و میدانی خوشبخت ترین دختر چه کسی است ؟ کسی که آخرین عشق یه پسر باشه
رضارنج بران
می گن با هرکی دوست بشی شکل و فرم اونو می گیری .... فکرشو بکن اگه با خدا دوست بشی ؛ چه زیبا شکل می گیری ... !!!
رضارنج بران
دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست
رضارنج بران
فـرهنـگ لـغـتهــا نـیـاز بـه ویــرایــش دارند بـرای مـعنی دلـتـنـگی احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت, دلتنـگی یــعنـــی تـــو . . .
رضارنج بران
منم دلتنگ رویت دلم آید به سویت چه کردی با دل من که کرده آرزویت .
رضارنج بران
هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟! خدا می داند، ولی ... آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود! ... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست
رضارنج بران
به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد.... به او بگویید...
رضارنج بران
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم ، گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !
رضارنج بران
خدا گفت: یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هردو برای تو بود اما تو... آسمان را ندیدی راستی عزیزم بالهایت را کجا گذاشتی؟http://donbaler.com/i/tmp/1334835962140222_orig.jpg
رضارنج بران
بالاتر از عشق عادت است, هیچگاه کسی رو که به تو عادت کرده رها نکن.
رضارنج بران
خدای من... نمی دانم دل آدم های این روزگار را کوچک آفریدی یا غم ها خیلی بزرگ هستند...