رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
با زمين با درخت و گل و برگ آشنا كن مرا با هوا،ابر و باران آشنا كن مرا با پرستو،سفر،كوچ آشنا كن مرا با خودت،با نسيم آشنا كن مرا آشنا
رضارنج بران
خاطره زندگي دفتري از خاطره هاست... يك نفر در دل شب.يك نفر در دل خاك.يك نفر همدم خوشبختي هاست.يك نفر همسفر سختي هاست چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ما همه همسفر و رهگذريم... آنچه باقيست فقط خوبي هاست.
رضارنج بران
دعا باید بدانیم همه که نعمت هایمان حاصل درخواست و تلاش های خودمان نیست... نتیجه دعاهای دیگران برای ماست
رضارنج بران
سکوت اشتباه نمی کند، انگار الهامی آسمانی به من گفته است صبور باشم شاید دور شاید نزدیک ومن اینگونه می کنم تا فرمان بعد...
رضارنج بران
شال وکلاه می کنم، باران می برد چترم را برنمی دارم، می خواهم بارانی شوم ازیادتو، من هر لحظه شال و کلاه می کنم.
رضارنج بران
نه اسمش عشق است نه علاقه... ونه حتی عادت... اشتباه محض است دلتنگ کسی باشی که دلش باتونیست... +
رضارنج بران
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم... هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم... هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره... هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...
رضارنج بران
زمانه بی عزیزان سخت و تلخ است
دل بی عزیزش ٬پر ز درد است
خوشا با عزیزان یکجا نشستن
که دنیا بی عزیزان مثل قبر است
رضارنج بران
چه فرقی دارد ، شهر ما خانه ی ما باشد یا نباشد ؟ وقتی تو نه در شهر ما هستی و نه در خانه
رضارنج بران
راهی برای رفتن
نفسی برای بریدن
کوله بارم بر دوش
مسافر میشوم گاهی
رضارنج بران
در نگـ ـاهت چيزيست که نميدانم چيست ! مثل آرامش بعد از يک غمـــ.. مثل پيدا شدن يک لبـ ـخنـد.. مثل بوي نم بعد از بـ ـاران.. در نگــاهت چيزيست که نميدانم چيست ! مــن به آن محتاجمــــ ...
رضارنج بران
هیچ جای این شهر از یادت در امان نیستم حتی به کوچۀ علی چپ که می روم!
رضارنج بران
نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ، چه طور همدیگر و میشناسن. و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی .