رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
بدنت را برای خود نگه دار ذهنت را به من بسپار که بدن های زیبا بسیارند و ذهن های زیبا ، انگشت شمار ......
رضارنج بران
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ، ﻣﻌﻠﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﺍﻭﻣﺪﯼ ؟ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﻮﺍﺏ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ، ﺑﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻭ ﭘﻨﺎﻟﺘﯽ ﮐﺸﯿﺪ !
رضارنج بران
ما بخار شیشه ایم نازمون کنی اشکمون در میاد وای به روزی که فراموشمون کنی
رضارنج بران
ماه چشم بر هم نمی زند هر شب ! ترس از آن دارد تو را ندیده صبح شود...!
رضارنج بران
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش
رضارنج بران
تولدتان مبارک@taranoooooom
رضارنج بران
ندارم دگر طاقت تیشه های زندگی را خدایا پیشکشت آفریدن تندیسی زیبا من همین گونه غرق در غصه ها زیبایم
رضارنج بران
ميترسيدم روزي هردو بي قرار و دور از هم با قلبي آكنده از عشق يكدگر در دنيايي كوچك بي تاب لحظه اي ديدن سپري كنيم روزها و شبها را من گرفتار مردابي سخت تو بدون حتي اعتراضي به نبودنم تمـــــــــــــــــــــــام شد من در حسرت ديدار خسته وخوابيده زير خاك ندارم دگر حتي توان گفتنش را دوستت دارم تا ابد
رضارنج بران
روزها گذشته از آخرين قرار من همچنان بي تاب لحظه ديدار تو همچنان در پي بهانههاي فرار افســــــــــــــــــــــــــــــــوس اشتباه از من بود بايد در آغوش ميكشيدم اندكي از عطر وجودت را براي اين روزهاي پر تكرار حواست به روزهاي رفته هست؟
رضارنج بران
من تو انتظار به هم رسيدن دلشوره خيابان لمس دستها حرارت نگاه ها داغي بوسه هاي عاشقانه واي خدايا ندارد دگر قلبم تپشي
رضارنج بران
نيست برايم تاب تحمل آب خواهم شد چون برف در تابستان زير هُرم داغ نگاهت......
رضارنج بران
خسته ام از دزدانه داشتنت آرزويم اين شبها خفتن در آغوشت كاش واقعي ميشد اين رويا
رضارنج بران
خط خاطره یاس سفیدی که در روزگاری بنفش دردل آبی کویر روئیده بود تا ابد در ذهن بیرنگ کویر سبز بود یاس سفید اما در هوای ناباوری نفس میکشید!!
رضارنج بران
گریه همدردی من برای گریه هایت خنده های ناخودآگاه است وقتی اینچنین گلایه هایت شبیه گناهانت میشود!! تا ابد گریه کن!! میخواهم تا ابد بخندم!!