رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
من تو انتظار به هم رسيدن دلشوره خيابان لمس دستها حرارت نگاه ها داغي بوسه هاي عاشقانه واي خدايا ندارد دگر قلبم تپشي
رضارنج بران
نيست برايم تاب تحمل آب خواهم شد چون برف در تابستان زير هُرم داغ نگاهت......
رضارنج بران
خسته ام از دزدانه داشتنت آرزويم اين شبها خفتن در آغوشت كاش واقعي ميشد اين رويا
رضارنج بران
مرا ببوس دلم ترسیده بگذار حس کند این دل امنیت بودن در آغوشت آرامش و طنین نفس هایت من هنوز هم بی قرارم و بی تاب طعم لبانت
رضارنج بران
خط خاطره یاس سفیدی که در روزگاری بنفش دردل آبی کویر روئیده بود تا ابد در ذهن بیرنگ کویر سبز بود یاس سفید اما در هوای ناباوری نفس میکشید!!
رضارنج بران
گریه همدردی من برای گریه هایت خنده های ناخودآگاه است وقتی اینچنین گلایه هایت شبیه گناهانت میشود!! تا ابد گریه کن!! میخواهم تا ابد بخندم!!
رضارنج بران
هیچکس ...هرکسی بود با کسی و هیچکس من بود و بی کسی.....
رضارنج بران
رفتنت آغاز ويراني است حرفش را نزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را نزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشمهايم بي تو باراني است حرفش را نزن
رضارنج بران
. الهی تو را میخوانم که بهترینها هستی پس به بهترینهایم بهترینها را عطاکن . . .
رضارنج بران
. آمدم امشب به میخانه تمنایت کنم من نمیخواهم،بیا ساقی تماشایت کنم بیقرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم . . .
رضارنج بران
مژده بده ، مژده بده ، یار پسندید مرا سایه ی تو گشتم و او برد به خورشید مرا
رضارنج بران
چشم گریان تو نازم ، حال دیگرگون ببین گریه ی لیلی کنار بستر مجنون ببین