رضارنج بران
نگاه تــــــو.. مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند.. چه معجــــــــونی می شود.. زندگــــــی.. با لمس دستانِ تـــــــو.. با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..
رضارنج بران
دچار یعنی عاشق . و فکر کن که چه تنهاست ، اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد !
رضارنج بران
چه حس قشنگيه وقتی از نگاهش مي خونی که از نگاه کردنت واقعا لذت مي بره...
رضارنج بران
عزیزم من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وج ود تون به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو من در اين دنيا دو چيزو ميخوام يكي تو و ديگري خوشبختي تو من اين دنيا رو واسه دو چيز ميخوام يكي تو و ديگري براي موندن با تو
رضارنج بران
ما بخار شیشه ایم نازمون کنی اشکمون در میاد وای به روزی که فراموشمون کنی
رضارنج بران
و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد… روزگار غریبی است نازنین… آنکه بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد…
رضارنج بران
باران که می بارد... دلم برایش تنگ تر می شود! من می مانم و آسمان و یک دنیا یاد او... این هوا،هوای دونفره ست...راه می افتم بدون چتر... من بغض می کنم،آسمان گریه...