reza_stm
در دلم رازی نهان دارم نمی دان بگویم یا نگویم
reza_stm
دلم گرفته امشب در خلوت شبانه ....
reza_stm
خدایا چقدر انتظار سخته ...
reza_stm
به سلامتی پسری که میگه ما از اوناشیم که: فشن نیستیم… بابامون ماشین شاسی بلند نداره بیایم دنبالت… مارک کفشمون دیگه آخرش کفش ملیه… ... زیر ابروهامونم بدمون میاد نخ کنیم که دخترکش بشیم… مارک تی شرتمونم هم دیگه آخرش یا هندونست یا تمساح… نداریم هرشب ببریمت بیرون خرجت کنیم… ولی… وقتی میگیم دوستت داریم یعنی دوست داریم
reza_stm
عامو هر کی ما رو میدید میگفت:چرا زن نمیگیری؟.............ولی یه مدته که هر کی میبینتمون میگه:چرا زن نگرفتی؟....... نمیدونم........یعنی دیگه.......آره.....!چی...؟شایدم......!هان؟.....؟شوخی نکن....!عامو هنوز کو.....تا....!وای قلبم....!وای پام...!چرا...؟چیشام چرا تار میبینه؟...تو کی هستی....؟کی...؟عزراییل!!!!!!!شوخی نکن!!!من هنوز جوووون........!!!!!!! عجب رسمیهههههههههه!رسمه زموووووونهههههه!
reza_stm
یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره! همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،لرزون لرزون اومد سمت من و گفت: "بسم الله الرحمن الرحیــــم" منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم: "اشهد ان لا اله الا الله"! هیچی دیگه... انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!
reza_stm
چو بیـــــــد بر سر ایمان خویش می لرزم ..... که دل به دست کمان ابرویی است کافر کیش
reza_stm
حافظ اسرار الهی کس نمیداند .... خموش !!!! خموش
reza_stm
خوابیدنی که توش : بوس و بغل و شب بخیر عزیزم نباشه کپه ی مرگه به سلامتی همه ما مجردا که امشبم باید کپه ی مرگمونو بذاریم
reza_stm
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل / اسیر نفس شیطانی چه حاصل
reza_stm
پدران ما هرگز جمله عاشقانهای به مادرانمان نگفتند ...! شعری از نیما و سهراب برایشان نخواندند ...! شعر کوچه را از بر نداشتند ...!پس چگونه بود که تا همیشه کنار هم ماندند و گذشتند از آرزوهایی که ما نه به آن میرسیم و نه از آن میگذریم ؟!!"حتی به بهای گذشتن از هم"
reza_stm
سخن ها دارم از مهر تو در دل ... ولیکن در حضورت بی زبانم ...................
مرگ رزی دختر همسایتون بگو!
14 سال و 4 ماه و 24 روز و 27 دقيقه قبلدوستان ذوق نکنید . این شعر یکی از آهنگهای همای هست . تازه بقیشو هم بلد نیستم خودتون برید گوش کنید ایششششش
14 سال و 4 ماه و 24 روز و 25 دقيقه قبلچیشششششششششششششششششششش!
14 سال و 4 ماه و 24 روز و 24 دقيقه قبلایشششش
14 سال و 4 ماه و 24 روز و 23 دقيقه قبلنمی دانم که آن زلف ختن بو را ببویم یا نبویم . نمدانم که رازم را بگویم یا نگویم
14 سال و 4 ماه و 24 روز و 22 دقيقه قبل