reza_stm
یکی از رفیقام و بعد 4 سال پیدا کردم , قرار گذاشتیم رستوران , گفت یه سوپرایزم دارم وسط حرف که بودیم یه دختری اومد تو رستوران , خوشگلا , گفتم عجب دافیه حمید , کاشکی یه دونه از اینا به عنوان سوپرایز واسه من میاوردی , چه هیکلی داره , ببینم کجا میشینه برم مخشو بزنم ولی بش میخوره خودشو چس کنه دختره دیدم اومد بغل ما , رفیق منم هی داره سرخ تر میشه , گفت معرفی می کنم " نامزدم , نیوشا
reza_stm
آدم بیکار باشه اما بی عار نباشه
reza_stm
اولین بار که تو عمرم تقلب کردم : سال اول ابتدایی ؛ امتحان ریاضی : پیس پیس (خطاب به جلویم ) گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش ؟ جلوییم : چپ !!! من : چپ کدوم طرفه ؟
reza_stm
کــــــاش تو را داشتــــن، بــــه راحتـــــــی دوست داشتــــنــت بــود ......
reza_stm
سرم درد میکند و دردم سر میکند با من
reza_stm
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش.شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشیو از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شاید هیچ وقت ،هیچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد
reza_stm
شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر شخصیت من چیزیه که من هستم اما برخورد من بستگی داره به اینکه " تو " کی باشی !!!
reza_stm
پسره میگه من عاشقتم میخوام باهات ازدواج کنم. دختر: خونه داری؟ نه... دختر حرفشو قطع میکنه: بی ام و داری؟ ... نه... ... ... ... چقدر حقوق میگیری؟ پسر: حقوق ندارم آخه... دختر: برو گمشو چی فکر کردی به من پیشنهاد دادی؟ و میره پسر با خودش می گه: من چندتا ویلا دارم خونه واسه چی؟ یه پورشه با بنز دارم بی ام و دوست ندارم. چجوری حقوق بگیرم وقتی خودم مدیر شرکتم؟ و اینگونه بود که پسر رفت و دختر تـــــُـــرشید
reza_stm
وعلیــــکمون السلام همه دوســــتان
reza_stm
قومی متفکرند در مذهب و دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آنکه بانگ آید روزی
کای بی خبران راه نه آن است و نه این!
reza_stm
من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد
reza_stm
خاطرات یک حیف نون تو کافی شاپ نشسته بودم که یهو باد شکم اومد سراغم. صدای موزیک خیلی بلند بود منم خودم رو با بیس موزیک میزون کردم که صدای کارم رو پوشش بده. بعد چند تا تراک دیگه حالم خوب شده بود قهوم رو نوشیدم و یهو متوجه شدم همه دارن منو با انگشت به هم نشون میدن که یادم افتاد داشتم به آیپدم گوش میکردم.
reza_stm
مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد. وقتی پولهارا دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم. سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت. او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد : نه قربان ، من ندیدم ؛ اما همسرم دید
reza_stm
تلخ ترین حرف : دوستت دارم اما .... شیرین ترین حرف : اما دوستت دارم ... !!!

14 سال و 4 ماه و 6 روز و 39 دقيقه قبل