♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
منشی با عصبانیت از اتاق رئیسش اومد بیرون! دوستش ازش پرسید : چی شده ؟؟! گفت :رئیس ازم پرسید امشب وقتت آزاده ؟! منم با لبخند جواب دادم : بـــــــــــــــــله ... بیشرف بهم 50 تا برگه داده واسه تایپ ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یه جایی باید دست آدمها رو بکشی نگه شون داری.... صورتشون رو میون دستات محکم بگیری بگی ببین من دوســـــــــــــــــت دارم نـــــــــــــــــرو.....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خدایا آغوشت را باز کن من جایی ندارم.............
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یارو میره کلوب پـَـــ نــه پـَـــ عضو بشه، ازش میپرسن واقعا میخوای عضو بشی؟ میگه پـَـــ نــه پـَـــ خواستم سرعت اینترنتم رو چک کنم!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گفتی: که از تو سیر شدم گفتم: تمنا میکنم گفتی: میخوام خردت کنم گفتم: بیا بشکن تنو گفتی: فراموش کن منو
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چه حس خوبیه تو اینهمه مشکل یاد تو بودن آرامش میده