@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ : قايقي خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از اين خاك غريب كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق قهرمانان را بيدار كند. قايق از تور تهي و دل از آرزوي مرواريد، هم چنان خواهم راند. نه به آبي ها دل خواهم بست نه به دريا-پرياني كه سر از خاك به در مي آرند و در آن تابش تنهايي ماهي گيران مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان. هم چنان خواهم راند. هم چنان خواهم خواند: «دور بايد شد، دور. مرد آن شهر اساطير نداشت. زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.
یکی هست که با ادبِ یکی هست که خیلـــــــــــــــــی خانومه.. یکی هست که تا حالا ندیدم تندی کنه .. یکی هست که از بالا به کسی نگاه نمی کنه.. یکی هست که کنارته..یکی هست که تنهات نمی ذاره.. یکی هست که با معرفتِ حتی اگه منِ بی معرفت گاهی کنارش نباشم ...
حدوداً یه 3 ماهی می شه که بزرگترین شکستِ زندگیمو خوردم..یه چیزی در حد مرگ آرزوهام..اما خُـــــــــب از همین تریبون از شکستِ بزرگم تشکر و عذر خواهی می کنم کار داشتم نرسیدم بهت پرُ بال بدم عزاداری کنم..
ملتي كه سره هيچ و پوچ بهم فحش دنيارو ميدن ، ملتي كه منتظرن تَقي به توقي بخوره با هم دست به يقه بشن و همديگه رو تيكه پاره كنن !!! ملتي كه تو كاره همديگه فوضولي ميكنن و از همديگه بعنوان نردبون ِ براي صعودشون استفاده ميكنن ! والا ملت نيس ، درندگان ِ وحشين ...