♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ميگويند از تو ننويسم در خون من گردهمايی لبخندهای تو برپاست اين را چه کسی ميتواند بفهمد؟!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خیلیـ سخته اون كسیــــ ـــــــ كه گفتـ واسه چشاتـــــ میمیره بره و دیگه سراغیــ از تو و نگات نگیرهــــــ
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
با شوق به ديدن تو نشسته ام.....................
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اي روزگار... من راه هاي نرفته... زياد دارم... اما با تو يکي... زياد راه آمدم...!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آرزو میکنم که فرو افتادن هر برگ پاییزی آمینی باشه واسه آرزوهای قشنگتون
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
صداي شكستن قلب برگهاي پائيز چه دلگير است......
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کاش بدانیم به زبان آوردن احساسمان معنی اش خرد شدن غرور نیست.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتي كه بخود آمدم او رفته و دلم را با خود برده بود حالا من بيدلم و او دو دل
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مینوشمت که تشنگیام بیشتر شود........
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سلامتی شمع که حرف نمیزنه عمل میکنه و تا آخرش به پات میسوزه