¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
من دلم می خواهد خانهای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو...؛
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
ای مرد ...... مردانگی ات را با شکستن دل دختری... که دیوانه ی توست ثابت نکن .... مردانگی ات را با غرور بی اندازه ات به دختری... که عاشق توست ثابت نکن .... مردانگی را زمانی میتوانی نشان دهی... که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده... که دختری با تکیه به غرور تو... به قدرت تو... در این دنیای پر از نامردی... قدم بر میدارد . . . !
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های تلخ و سردت گریه کردم در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد... لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و گریه کردم ولی اکنون میخندم آری می خندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
امشب به تو فکر میکردم ایا هنوز جایی در قلبت برای من است؟ ایا هنوز با اهنگ صدایم اشنایی ؟ایا هنوز مرا وجودم را احساس میکنی؟ دیری شده که سراغم را نگرفتی !ایا فراموشم کردی؟نکند که دیگر دوستم هم نداری! من اینجا در خیالت جان باخته ام ایا تو خیالی برایم داری ؟ اری !احساس میکنم تو را اشتباه انتخاب کرده ام !تو مرا دوست نداشتی یو من... غرق ان گفته هایت گشته بودم غرق احساس پوچت گشته بودم... پشیمانم که دل باختم نزد تو !می روم نپرس کجا که هنوزم با تو ام..........
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
اشتباه اينجا، جايی است که تو گام نهاده ای.اتاق های بيشمار.آن روز، من اشتباه می کردم.گمان می کنم اشتباه کرده ام. کاش لحظه ای از آن اتاق تاريک به بيرون می خزيدم!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت... خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوست داشت.
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
وقتی سرکلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد ....
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
چقدر دوست داشتم دیگران حرفهایم را بفهمند و چقدر دوست داشتم نگاه خیس مرا درک کنند چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید چرا لبخند های تو اینقدر بی رنگ است اما کسی نبود همیشه من بودم و من و تنهایی و این دفتر شعرم...
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
رنج هایم را به که گویم؟ دردهایم را کجا فریاد زنم؟ منی که از تنهاترین تنهای شهر تنهاترم منی که حتی سایه به دنبالم نیست وسعت تنهایی ام از حد گذشت و دیگر هیچ کس راه به دنیای من نخواهد داشت....