¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد من زرد می شوم و تا کفشهای رفتنت جفت می شود غریب می مانم و نیلوفرانه دوستت دارم نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنند من درست مثل خودم هنوز و همیشه دوستت دارم…
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
خیلی جالبه : از سوسک می ترسیم... از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم. از عنکبوت می ترسیم... از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببندد نمی ترسیم. از شکستن لیوان می ترسیم.......... از شکستن دل آدمها نمی ترسیم. از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم........... از خیانت به دیگران نمی ترسیم.
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
چقدر دوست داشتم دیگران حرفهایم را بفهمند و چقدر دوست داشتم نگاه خیس مرا درک کنند چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید چرا لبخند های تو اینقدر بی رنگ است اما کسی نبود همیشه من بودم و من و تنهایی و این دفتر شعرم...
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
اشتباه اينجا، جايی است که تو گام نهاده ای.اتاق های بيشمار.آن روز، من اشتباه می کردم.گمان می کنم اشتباه کرده ام. کاش لحظه ای از آن اتاق تاريک به بيرون می خزيدم!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
امشب به تو فکر میکردم ایا هنوز جایی در قلبت برای من است؟ ایا هنوز با اهنگ صدایم اشنایی ؟ایا هنوز مرا وجودم را احساس میکنی؟ دیری شده که سراغم را نگرفتی !ایا فراموشم کردی؟نکند که دیگر دوستم هم نداری! من اینجا در خیالت جان باخته ام ایا تو خیالی برایم داری ؟ اری !احساس میکنم تو را اشتباه انتخاب کرده ام !تو مرا دوست نداشتی یو من... غرق ان گفته هایت گشته بودم غرق احساس پوچت گشته بودم... پشیمانم که دل باختم نزد تو !می روم نپرس کجا که هنوزم با تو ام..........
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های تلخ و سردت گریه کردم در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد... لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و گریه کردم ولی اکنون میخندم آری می خندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم