¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت… لیک شعری نسرود… نه که معشوقه نداشت… نه که سرگشته نبود… سالها بود که دگر کوچه ی مهتاب نبود…
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
به تاوان کدامین جرم تنم سنگ بلا خورده ؟ سکوتم حرفها دارد ، ببین در من خوشی مرده ببین ای خوب دیروزی ، کجا بودم کجا هستم تو که همدرد من بودی ، ببین با غم چه بشکستم چه ها گفتند و نشنیدم ، بدی کردند و بخشیدم ز تیغ گریه اشکم ریخت ، ولی باز با درد خندیدم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
بهترین لذت دنیا وقتی است که وقت رفتن ، نرود
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
سینمای ذهنم هر شب همان فیلم همیشگی را پخش میکند … خاطرات بودنت را …
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
به سلامتی تمام لحظات شیرین زندگیمون که تا اومدیم لذتشو ببریم یا زود تموم شد یا سریع واسمون تلخش کردن !
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
سلامتی مادرم که وقتی رسیدم خونه با اینکه همش خندیدم و خیلی عادی برخورد کردم و همه تلاشمو کردم که متوجه چیزی نشه بعد از چند از دقیقه گفت : از چیزی ناراحتی ؟