¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
ﺳـﮑـﻮﺗـﯽ ﮐـﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗـﻔﺎﻭﺕ ﻧـﺪﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺭﺿـﺎﯾــﺖ ﺑــﺎﺷـﺪ ﯾـﺎ ﻧـﺒـﺎﺷـﺪ… ﺳﮑـﻮت ﺍﺟــﺒـﺎﺭﯾــﺴــﺖ… ﭼــﺮﺍﻍ ﻫــﺎﯼ ﺫﻫــﻨــﻢ ﺭﺍ ﺧـﺎﻣـﻮﺵ ﻣﯽ ﮐـﻨـﻢ… ﺣـﻤـﻠــﻪ ﻫــﻮﺍﯾــﯽ ﺍﻓـﮑﺎﺭ ﺧـﺴﺘــﻪ! ﻭﺿـﻌــﯿــﺖ ﺍﺿــﻄــﺮﺍﺭﯾــﺴـﺖ… ﻣــﻦ ﻣــﺤــﮑــﻮﻡ ﺑـــــﻪ ﺳـﮑــــﻮﺗـﻢ.
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
چـشـــمـانـت … دریـــــا را به “مــَـــد” مـیکـــشانـــد! مـــــرا بـه شـــعر …
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
در دنیای من چیزی مقدس تر از چشمان تو نیست و نه حتی خدایان می توانند به اصالت چشمانت باشند… به این مقدس سوگند که جهان من بدون چشمانت کفر مکرری ست که با دستان خودم خلق می کنم هر روز…
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
بعضی وقتا آدم از ته دل می خواد یه نفر تکیه گاهش باشه ، حتی شده از جنس سنگ
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
سیگاریم کرد… با رفتنش….. کسی که به قلیون کشیدنش…. گیر می دادم!!!