¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
از خدا پرسیدم: اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای آرزو کردن چه سود؟ خداوند خندید و گفت: شاید در سرنوشتت نوشته باشم هر چه آرزو کرد
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
توی جاده های احساس من به عشق تو رسیدم....
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
رفتی؟؟!! به سلامت! من خدا نیستم بگویم صد بار اگر توبه شکستی باز آی آنکه رفت به حرمت آنچه با خود می برد حق بازگشت ندارد رفتنت مردانه نبود لااقل مرد باش و برنگرد… خط زدن بر من پایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست… آنان که عوض شدنشان بعید است عوضی شدنشان قطعیست…..
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
تو غفلت پروانه را در بادهای بی هنگامِ پاییزی ندیده ای که بدانی آذرماه از آوازِ کدام پرنده ی تنهایی این همه زمســـتان است…….!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
کسی که با رفتنش خوشبختی رو ازت می گیره چه جوری میتونه بهت بگه : …………..روزی هــــزار بــــار بـــرات آرزوی خوشبختــــــی می کنــــــم ؟؟؟
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
خسته شدم از تکرار شنیدن “مواظب خودت باش” تو اگر نگران حال من بودی که نمی رفتی میماندی…
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
می دانی؟ یک وقت هایی باید رویِ یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت … … باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویی: بگذار منتظر بمانند…