مونا
باغبان در را نبند من فرد گلچین نیستم، من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم.
مونا
زندگی قافیه باران است... من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند... تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی...
مونا
وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته آن را میخرد... پس چرا من به دست کسی که دلم را شکسته بوسه نزنم...
مونا
در سکوت دادگاه سرنوشت، عشق بر ما حکم سنگینی نوشت... گفته شد دلدارها از هم جدا، وای بر این حکم و این قانون زشت...
مونا
در اين دنيای نامردان که مردانش عصا از کور می دزدند من خوش باور نادان محبت آرزو کردم...
مونا
هيچگاه نگذار در كوهپايه هاي عشق كسي دستت را بگيرد كه احساس ميكني در ارتفاعات آنرا رها خواهد كرد...
مونا
لبخند می زنم و او فکر می کند که بازی را برده، هرگز نمی فهمد با هرکسی رقابت نمی کنم ....
مونا
گنجشك به خداگفت:لانه كوچكي داشتم آرامگاه خستگيم سرپناه بي كسي ام،طوفان توآنرا از من گرفت.كجاي دنياي توراگرفته بود؟خداگفت:ماري در راهه لانه ات بودتوخواب بودي بادراگفتم لانه ات راواژگون كندآنگاه توازكمين مارپرگشودي!چه بسياربلاها كه ازتوبه واسطه محبتم دوركردم اماتوندانسته به دشمنيم برخاستي ....!!!
مونا
فاصله ها رو نميشه با گريه پر كرد...يكيمون بهار سرخوش.....يكيمون پاييز پر درد...!!!
مونا
فراموش نکن! همین لحظه را، اگر گریه کنی یا بخندی! بالاخره می گذرد، امتحان کن!