sahel
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد / به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد / دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس / سند عشق به امضا شدنش می ارزد / گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم / کوشش رود به دریا شدنش می ارزد .
sahel
نیست در لوح دلم جز الف قامت دوست/ چه کنم بیش از این یاد نداد استادم
sahel
به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان ابم بیار بهم میگه تشنته میگم:پـَـَـ نَ پـَـَـــ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم
sahel
خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد رویِ گَردو خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت
sahel
وقتی تو نیستی ، نگاهم حوصله نمی کند حتی پایش را از چشمم بیرون بگذارد
sahel
وقتی تو نیستی ، نگاهم حوصله نمی کند حتی پایش را از چشمم بیرون بگذارد
sahel
سحر رنگ صدای تو کجا شد / نشان جای پای توکجا شد / شدم غرق غروب دجلۀ شب / طلوع جانفزای تو کجا شد
sahel
کاشکی مثل دنيای کارتون ها آدم های بد جنس گوشه ی چشم شون برق می زد..!